تبلیغات
کرمانج - مطالب ابر علی
 
کرمانج
ترویج فرهنگ ناب ایرانی و معرفی قوم کرمانج
درباره وبلاگ


در عصری که جهان تبدیل به دهکده شده است حفظ میراث فرهنگی از اولویت های هر ملتی است در این راستا به قدر بضاعتم به معرفی فرهنگ کرمانج ها ی خراسان می پردازم

مدیر وبلاگ : سیامک مه رو
نویسندگان
نظرسنجی
آیا مطالب وبلاگ در راستای هدف تعریف شده هست یا نه؟







دوشنبه 25 خرداد 1394 :: نویسنده : سیامک مه رو

علی مه رو «متوفی 1360»

 

دوچشم منتظر ما در انتظارت باد

کنون که چهره گشودی دلا بشارت باد

به حلقه حلقه ی گیسوی تو در آویزم

قسم به موی پریشان بی شمارت باد

بزن به تیغ دو ابرو سرم ز تن برگیر

سر بریده ی من روز و شب کنارت باد

به جای خال رخت از چمن سرای ازل

گل بنفشه به روی گل عذارت باد

زر است قامت سروت الف خجل گردد

غلط بود که الف قد استوارت باد

ز عیب کس نشمارند نوای بربط و نی

تو را که عیب نداری چه غم ز تارت باد

قبای مندرس ما قبول دین نشود

همیشه قاعده این است و این نه عارت باد

گلی که خار ندارد ز بوی خوش مطلب

اگر که عطر فشانی قبول خارت باد

چه رنج ها که کشیدم ، مراد معکوس است

حلال باده نمودی که زان طهارت باد

ز گنج دانش خود پرده بر کند «مه رو»

که در و گوهر غشدار تو به کارت باد

به حلقه های دو چشم تو شاه کشور دین

هزار جان من و عالمی نثارت باد

 

خراسان شمالی آشخانه-

علی مه رو (متوفی 1360)





نوع مطلب :
برچسب ها : مه رو، علی، آشخانه، خراسان، کرمانج،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 خرداد 1394 :: نویسنده : سیامک مه رو

بگفتا نیک مردی اهل شاباد  «1»      

که هر دم رحمت ایزد بر او باد

به همراه جوانی در بهاران

روان گشتم به سوی کوه ساران

به ناگه ابر تیره ریخت باران

به روی سبزه زار و لاله زاران

دهن بگشود آن مردود کافر

ز فحش و ناسزا بر حی داور

به هر اندازه من کردم نصیحت

خدا را نیست لایق این فضیحت

مگو بر وجه خالق زشت گفتار

کند لوث دهانت را پر از نار

بگفتا من بگویم گر تواند

به رویم خرمن آتش فشاند

همین گفت و به بار خر بیاویخت

به ناگه خرمن آتش فرو ریخت

سما غرید و رعد و برق برخاست

فرود آمد به رویش هر چه خود خواست

میان آب و باران آتش افروخت

به یک لمعه ز سر تا پای او سوخت

ز دره کند اندر کوه افکند

جهان را زین عمل باشد نکو پند

قریب نیم روز اندر لباسش

به هر سو می دوید اخگر ز آتش

ز رویش گوشت پخته تا بنا گوش

فرو ریخت آتش آنگه گشت خاموش

بود آویز گوش هر خردمند

که هر کس را دهد اجری خداوند

گمان رفت از دل «مه رو» ، یقین است

خدایی را که من دانم چنین است

 

خراسان شمالی آشخانه مرحوم علی مه رو متوفی 1360

(شاه آباد- اسلام آباد روستایی در 5 کیلومتری آشخانه)





نوع مطلب :
برچسب ها : اسلام آباد، شاه آباد، علی، مه رو، آشخانه، خراسان شمالی،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :