تبلیغات
کرمانج - مطالب ابر آشخانه
 
کرمانج
ترویج فرهنگ ناب ایرانی و معرفی قوم کرمانج
درباره وبلاگ


در عصری که جهان تبدیل به دهکده شده است حفظ میراث فرهنگی از اولویت های هر ملتی است در این راستا به قدر بضاعتم به معرفی فرهنگ کرمانج ها ی خراسان می پردازم

مدیر وبلاگ : سیامک مه رو
نویسندگان
نظرسنجی
آیا مطالب وبلاگ در راستای هدف تعریف شده هست یا نه؟







دوشنبه 7 آبان 1397 :: نویسنده : سیامک مه رو

سواد روز ازل را که بر دل افکنده 
که جمع خاطر خوبان شده پراکنده

زمانه ای به درازای عاشقی طی شد 
چه شد به لحظه ی ایصال دل ز ما کنده

سرود زندگی مریم ار شده خاموش 
سروش خلد برینش چو ماه تابنده 

هزار سال گذشت از فسانه ی مریم
مسیح دامن مریم « سیا» ست تابنده

سیاوش مه رو «سیا»

۹۷ \۰۶\۲۸




نوع مطلب :
برچسب ها : سیاوش، مهرو، مه رو، آشخانه، کرمانج،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سیامک مه رو

 سیاوش مه رو

ز    فقر خانه  زاد من  معلم زاده  می داند          

 اگر   رفته   ز  یادمن معلم زاده می داند

كنون ازوادی تعلیم دورم یا چنین گوید                   

دل غمگین  و شاد من معلم زاده می داند

زبعد سالیانی چند  می سوزم درین آتش             

ز  كم بود  سواد من معلم زاده می داند

اگر غرق  طلا باشی معلم  نیستی جا نا                     

 ز  بیداد و ز داد من معلم زاده می داند

شبی تاریك  و سرد  و  بی   دوا   مردی                    

 كجا   شد زنده  یاد من معلم زاده می داند

ندارم حال ره  رفتن كلاسم كو ؟ نمی بینم                    

  چه شد آن زنده باد من ! معلم زاده می داند

نرو  آموزگارم بی كبوتر بچه راه  ده                        

 نموده  گم  به  واد من معلم زاده می داند

شما  تا  دفتر  درسم نخوانی   از  كجا    دانی          

 كزین  شوق  زیاد من معلم زاده می داند

نداری فقر گویا لا معاشَ   لَه   نمی دانی                  

      نداری لا معاد من معلم زاده می داند

نه من فقر رسولان را بجان دل خریدارم               

   نداری در نهاد من معلم زاده می داند

 

دراین اسطوره ی جاوید تاریخ معلم را      

 ز  آر  من ز ماد من معلم زاده می داند

اگر راعند ، راعی خآ كو  معلم   بودمسئولش                     

زطاعات و  عنادمن معلم زاده می داند

سیا در  آشخانه می وزد  باد دبستانت                   

دراین سنگر جهاد من معلم زاده می داند

خراسان شمال شهر   آشخانه      سروده  سیاوش مه رو  
 دبیر بازنشسته آموزش وپرورش               ۱۲\۲\۱۳۹۰

آر   : آتش




نوع مطلب :
برچسب ها : معلم، سیاوش، مهرو، مه رو، آشخانه، خراسان شمال، سملقان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 اسفند 1396 :: نویسنده : سیامک مه رو

Siamak Mahroo:
عید مبارک بادت
مست و ره زن شده ای عید مبارک بادت
قاتل من شده ای عید مبارک بادت
دیرگاهی است که چشمم به در کوی تو شد 
ماه برزن شده ای عید مبارک بادت
سوز و سرمای دی و آتش عشق ابدی
مهر بهمن شده ای عید مبارک بادت
نقش خورشید درفشی به سراپرده ی گل
فر میهن شده ای عید مبارک بادت
ماه و خورشید سپهری من دلداده به چاه
آه بیژن شده ای عید مبارک بادت
اول ماه رجب شد مه نوروزی ما
غرق دیدن شده ای عید مبارک بادت
قلب صد پاره ی من پیشکش ناز تو باد 
گل خرمن شده ای عید مبارک بادت

سیامک مه رو 
۹۶/۱۲/۲۸خراسان شمالی آشخانه



نوع مطلب :
برچسب ها : سیامک، مه رو، مهرو، آشخانه، عید مبارک بادت،
لینک های مرتبط :
دوطبیعت مانه سملقان



نوع مطلب :
برچسب ها : آشخانه، مهمانک، مانه سملقان،
لینک های مرتبط :
قوچ وحشی . آشخانه بهکده



نوع مطلب :
برچسب ها : قوچ وحشی، بهکده، آشخانه، خراسان شمالی،
لینک های مرتبط :

                                                                   

                       معیار زبان در رادیو

زبان،زقان،زوان وزِمان(ف،پ ،گْ).[1]

طرحی نظامنددر ذهن انسان که به وسیله ی آوا ها یا نشانه های نوشتاری آنهابرمبنای قوانین سازمان یافته،صورت خارجی می یابد وبه منظوربیان افکارواحساسات یابرقراری ارتباط به کار می رود.2

پس زبان چیزی است که ارتباط بین افراد را برقرار می کند.ارتباط تنها توسط زبان عضو ماهیچه ای داخل دهان بوجود نمی آید در دنیای امروزی راه ها و روش های بسیاری وجود دارند که کارشان برقراری ارتباط بین دو موجودجاندار است به ویژه انسان مانند ارتباطات دیداری.

 بحث وموضوع این مقاله دررابطه با ارتباط زبانی وآن هم از نوع بیانی وبیان مجریان صدا وسیما( رادیو وتلوزیون) است.

.معیار گفتار در رادیو های فارسی زبان چیست؟

معیار زبان در گویش های محلی رادیوها چیست؟.

معیار زبان در گویش رادیوخراسان شمالی بخش ترکی یا گْرمانجی چیست؟

کدام دستور زبان یامعیار زبانی ترکی یاگْرمانجی این گویش هارا تأیید می کند

حال که دستور یا معیاری زبانی هنوزوجودندارد باید متکلمین به این گویش ها بیشتردقت کنند تانسل آینده را به سردرگمی نکشانند؟

متولی جلوگیری ازاین بی سروسامانی گویش های محلی کیست؟

خوشبختانه امروزدرجامعه ی گْرمانج خراسان گویشمندان تحصیل کرده ی اصیل به وفور پیدا می شوندکه بایدبرای تعالی فرهنگ وزبان محلی آنها را به کار گرفت تا فرزندان ما بافرهنگ وزبان اصیل خودبیشتر آشنا شده وگرفتار دسته بندی ودرنتیجه فروریزی وفروپاشی زبان مادری خود نباشندو درنتیجه اعتقادات نسل نو نیز دچار تزلزل نگردد..به جمله ی زیر درگویش گْرمانجی رادیو با دقت کامل توجه کنید

خودْێ سویێ سرێ مه یه xowađě sǔyě sarě ma ya

بکاربردن هریک ازعبارات مانند عبارت بالا درجای عبارتی دیگر دردستور ومعیار زبان گْرمانجی نادرست وموجب بدآموزی زبان گْرمانجی خواهد شد.

خودْێ سویێ سرێ مه یه xowađě sǔyě sarě ma ya خدا سایه ی سر ما است.

 خودْێ سویێ سر مه یهxowađě sǔyě sar ma ya    خداسایه ی بالای سر ما است.

 می بینیم که بکار بردن هریک از این دوعبارت به جای یکدیگر معنی جمله را کاملاً عوض کرده وموجب آموزش  نا آگاهانه نوعی شطح  نیز می شود

جمله ی اول به معنی این است که خدا ازسایه ی سر ما به خدایی رسیده است . جمله ی دوم به معنی این است که ما از سایه ی مرحمت خدا به انسانیت رسیده ایم.(برای مثال)

 درگویش ترکی رادیو خراسان شمالی نیز چنین جابجایی هایی بگوش می رسدکه باید به زبان شناس ترک مراجعه گردد.

درهردوگویش گْرمانحی وترکی در صدا وسیمای مرکز خراسان شمالی ازگرته برداری تحت لفظی استفاده می شود که خطردگرگونی زبان را به همراه دارد.پیش نهاد می شود از گرته برداری معنایی استفاده گردد.نمونه:

سال روزێ توْوْا وونێ دین ونعمت    săl rǔzě tavvă wǔně din-o-namatě

بکار بردن واژه غیر گْرمانجی در رادیو گرمانجی خیلی زیاد است درحالی که می شود تعداد آن ها راکم کرد چون که مجریان محترم از روی نوشته می خوانند .نویسنده ی برنامه اگر گرمانج واقعی باشد باید تا جایی که امکان دارد از واژه های گرمانجی استفاده کند مگر این که واقعاً دراضطرار باشدیا این که آن واژه مورد لزوم جزء واژه های مرده زبان گْرمانجی باشد.

بخش اسطوره سازی نیز کاملاً مورد انتقاد است .آن ملتی که اسطوره نداشته باشد محکوم به فنا است.اما نگفته اند اگر اسطوره ساز نداشته باشد محکوم به فنا است.اسطوره باید خود به وجود آمده باشد یا بیایدمانند اسطوره هایی که درجبهه ی دفاع مقدس ایران اسلامی بوجود آمدند نه این که هر قطاع طریقی را به عنوان اسطوره معرفی کنند وبرای او ترانه ها واسطوره نامه ها بخوانند وبنویسند.باز هم متولی می خواهد تا از اسطوره ی حقیقی دفاع کند

درپایان ازگویشمندان آگاه به زبان می خواهم تا نسبت به زبان مادری خود بی تفاوت نبوده وراه کار های زبانی مفید خودرا به جامعه ارائه فرمایند .

                                              آشخانه سیاوش مه رو 19/7/1393



[1] ف:فرهنگ فارسی معین/پ.پهلوی /گْ.گْرمانجیğormănji

2 فرهنگ فشرده ی سخن. حسن انوری





نوع مطلب :
برچسب ها : زبان، کرمانجی، ترکی بجنوردی، سیاوش مه رو، خراسان شمالی، آشخانه، رادیو،
لینک های مرتبط :
شنبه 18 آذر 1396 :: نویسنده : سیامک مه رو
Siamak mahroo:
دوش نظر بر فلک تابناک
کردم ودیدم رخ بستان و تاک
خوشه ی یاقوت بر آویخته
سیر کواکب به هم آمیخته
گوهر تابنده ی خورشید و ماه
خیره کند هر که نماید نگاه
حلقه زده اختر بیضای پاک
در شب قیر آن فلک تابناک
دب بزرگش ترب انگیز بود 
دب صغیرش گهر آویز بود
محور بین فلک آید جدی
بی حرکت در مه تیر است و دی
این همه اختر که به شب بنگریم
گرد جدی در حرکت بگذریم
این همه الطاف دمادم رسد
بهر ملک نیست به آدم رسد
نیست ملک را به فلک احتیاج
نیست ملک را مرض و هم علاج
بهر بنی آدم اجزای خاک
خلقت شمس است و مه تابناک

قسمتی از مثنوی  ، فلک تابناک ، سروده مرحوم علی مه رو ۱۲۹۵ تا ۱۳۶۰ آذر ماه




نوع مطلب :
برچسب ها : مهرو، آشخانه، علی مه رو،
لینک های مرتبط :
شنبه 18 آذر 1396 :: نویسنده : سیامک مه رو

عشق در دل مظهر ذات خداست
عشق بر سوی خدایت رهنماست
اول خلقت خدا عشق آفرید
معرفت بر حق ز عشق آمد پدید
عشق را در دل خدا دادش مکان
تا گزیند آن مکان را لامکان
بر دلت چون عشق اول شد نزول
از مجاز آمد به عنوان رسول
دل به دلبر بستن و آمال وصل
جان به جان پیوستن من غیر فصل
در نظر شد محترم چشم سیه
زلف مشکین و جمال و ناصیه
عشق مهرویان به جز اخبار نیست
غیر حق دل مسکن دیار نیست

بخشی از مثنوی /عشق در دل مظهر ذات خداست/ سروده مرحوم علی مه رو متوفی ۱۳۶۰/۹/۲۰




نوع مطلب :
برچسب ها : علی مه رو، مهرو، آشخانه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مهر 1396 :: نویسنده : سیامک مه رو
یک بند از ترجیع بند «بنمود سیا رخ سیاووش»
سروده استاد سیاوش مه رو
ای ماه لقای آشخانه
نام تو بقای آشخانه
مجموع صنایع بدیعی
مفتون سنای آشخانه
گیتی به نوازش طنین
آهنگ درای آشخانه
نورم که زبطن خاک زایید
از آب و هوای آشخانه
از چشمه ی شاقلی و گاکش
بر پاست بنای آشخانه
پرورده ی دامن طبیعت
در کنج قبای آشخانه
در مهد تو لای لای گویان
چون دایه نوای آشخانه
در برف سفید آله داغت
ثبت است ثنای آشخانه
حب الوطنم به خون عجین شد
جانم به فدای آشخانه
در در کنف تو در صدف شد
«مهرو»به ثرای آشخانه
برسوده در و زخاک سوده
داده به سمای آشخانه
این گوهر کانی «سملقان»
وین شمع «سیا»ی آشخانه
تا با من دل شده چه خواهد 
بنمود «سیا»رخ سیاووش
یک بند از ترجیع بند بنمود سیا
 رخ سیاووش سروده استاد سیاوش مه رو استان خراسان شمالی شهر آشخانه




نوع مطلب :
برچسب ها : آشخانه، مانه سملقان، سیاوش مهرو، مه رو،
لینک های مرتبط :




نوع مطلب :
برچسب ها : زاو، زو، کرمانج، آشخانه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 12 آذر 1394 :: نویسنده : سیامک مه رو

      غزیخ(غزل-تاریخ)

سیاوش مه رو (سیا)

به  زیر جو ّوارونه نفس درسینه تنگ آمد
 ورای دای دربندم قفس ازسرب وسنگ آمد
مرا منزل چو عمر  اُشتر بنشسته  در شوره  
كویر و ته من ودیده فرس درواحه لنگ آمد
حریف ارغافل ازفضلش سخن گویدبپندارد
مرا پروانه بی هاشا مگس خرمابه جنگ آمد
سرود ما به آن گبرمسلمان زاده  مینا   جو
دِنا پرورده ی اُوْری  به آب و نام وننگ آمد
پرِ دانش به پرواز از حرورسینه  در  آتش
دریغ از منشی جهلم كه خس رادم شرنگ آمد
نگیرد قند مهرو را لب خوشگل پژوه ما
سفیرسِفراسطوره عسس دخترزگَنگ آمد
تورادامادی  زر بر نمی زیبد عجب  خوابی
بیابیدارشومهرو به وادی بانگ زنگ آمد    
درازی دو زلفش راسیـــاكوتاه كن دامن
به كوخك خانه ی عشقت نگارشوخ وشنگ آمد

شهر آشخانه -خراسان شمالی

سیاوش مه رو (سیا)

      




نوع مطلب :
برچسب ها : سیاوش مه رو، آشخانه، غزل،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 تیر 1394 :: نویسنده : سیامک مه رو
غزیخ (غزل – تاریخ)
سیاوش مه رو (سیا)
خراسان شمالی - آشخانه

سر ِدر تاج كجا شد رم از دار چه شد
سایه ی عاج كجا شد نم آوار چه شد
فكرخامیست مزن لاف تماشای هدف
تیر و آماج كجا شد دم ژوفار چه شد
همت دختر اترك نكند بار وری
زایش زاج كجا شد غم بی مارچه شد
دست ابلیس زمان لنگر كشتی عجم
تخته ی ساج كجا شدیم دم دارچه شد
شاخه ی كاج یهود است مگر دار مسیح
كازه ی خاج كجا شد خم دیوار چه شد
دست ضحاك زمان برسر سرما زده ام
آتش كاج كجا شد جم بی آرچه شد
گرمی فلب من اززمزمه ی سرد سیــا
زخ محتاج كجا شد زم بی دار چه شد

23/8/ 1389آشخانه خراسان شمالی
سیا وش مه رو
زاج : زائو
بی مار: بدون مادر،بدون مار، بدون صدای بره ومیش
كازه : قمارخانه
بی آر : بدون آتش
بی دار : بدون هیزم ، بدون درخت



نوع مطلب :
برچسب ها : سیاوش، مه رو، آشخانه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 تیر 1394 :: نویسنده : سیامک مه رو


سیاوش مه رو(سیا)متولد ۱۳۲۵

آمد رسول یار و جهان زیر و رو نشد
نشكسته خط خلوت و ترگفتگو نشد
گل در  كویر موهبت خسته بی قرار
یك قطره نم زقطره نیافتاد و جو نشد
خشكیده شد ز سوز، زمستان تشنه لب
دردا  نمی ز بشكه ی نفتی سبو نشد
قرنی خزان وحرمت نوروز تیره تر
تا  منجنیق  آتش  اسطوره رو نشد
آمد وعید دوزخ و ما مست روی او
هاشا  ز  هُرم  دوزخیان   آبرو نشد  
منت چرا به خاطرگل ازبهار و هان
روی گلت بهار وخزانت به تونشد
آمدرسول یار و پیامی سیـــا شگفت
 
گل داد و حاصلش گل بارنگ وبو نشد

خراسان شمالی-آشخانه
سیاوش مه رو -بازنشسته فرهنگی-دبیر ادبیات
10/11/1386





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاوش، مه رو، آشخانه، کرمانج،
لینک های مرتبط :

غزیخ(غزل-تاریخ)
سیاوش مه رو (سیا)-متولد ۱۳۲۵

نه  در این شهریكی لایق  تمدیح نشد
نه دراین ملك كسی نیست كه تقبیح نشد
شرح این قصه ی خونین جگررانده زدل
سرِّ  پنهان   مگو   در  خور  تشریح نشد  
مادح مست كندمدحت ممدوح ز  مِیْ
این سخن فاش كه جا در خم تلویح نشد
كور را مدح بصیرت نكندمرد  ادب  
روی  بوالهول  زمان   قابل  تلمیح نشد
جنت العدن سملغان وسراپرده ی او
شَكّرالله  بر این  سلسله     ترجیح نشد    
رَوَحَ الله  بر این روح مسیحاصفتش
این نه مدحست ،نه تعریف ،نه ترویح نشد
شك بین دوسه دراحسن التقویم خطاست
این مدیحه  به  خدا  شامل  توشیح نشد
حد تمدیح همین است زتحقیق سیــا
هرچه این هم به تمادُح زده  تمدیح نشد

آشخانه-خراسان شمالی
سیاوش مه روبازنشسته فرهنگی(دبیرادبیات)

   



نوع مطلب :
برچسب ها : سیاوش مه رو، آشخانه، کرمانج،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 خرداد 1394 :: نویسنده : سیامک مه رو

علی مه رو «متوفی 1360»

 

دوچشم منتظر ما در انتظارت باد

کنون که چهره گشودی دلا بشارت باد

به حلقه حلقه ی گیسوی تو در آویزم

قسم به موی پریشان بی شمارت باد

بزن به تیغ دو ابرو سرم ز تن برگیر

سر بریده ی من روز و شب کنارت باد

به جای خال رخت از چمن سرای ازل

گل بنفشه به روی گل عذارت باد

زر است قامت سروت الف خجل گردد

غلط بود که الف قد استوارت باد

ز عیب کس نشمارند نوای بربط و نی

تو را که عیب نداری چه غم ز تارت باد

قبای مندرس ما قبول دین نشود

همیشه قاعده این است و این نه عارت باد

گلی که خار ندارد ز بوی خوش مطلب

اگر که عطر فشانی قبول خارت باد

چه رنج ها که کشیدم ، مراد معکوس است

حلال باده نمودی که زان طهارت باد

ز گنج دانش خود پرده بر کند «مه رو»

که در و گوهر غشدار تو به کارت باد

به حلقه های دو چشم تو شاه کشور دین

هزار جان من و عالمی نثارت باد

 

خراسان شمالی آشخانه-

علی مه رو (متوفی 1360)





نوع مطلب :
برچسب ها : مه رو، علی، آشخانه، خراسان، کرمانج،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :