تبلیغات
کرمانج - عکس امام - نوشته ی مهلا مه رو
 
کرمانج
ترویج فرهنگ ناب ایرانی و معرفی قوم کرمانج
درباره وبلاگ


در عصری که جهان تبدیل به دهکده شده است حفظ میراث فرهنگی از اولویت های هر ملتی است در این راستا به قدر بضاعتم به معرفی فرهنگ کرمانج ها ی خراسان می پردازم

مدیر وبلاگ : سیامک مه رو
نویسندگان
نظرسنجی
آیا مطالب وبلاگ در راستای هدف تعریف شده هست یا نه؟







سه شنبه 20 خرداد 1393 :: نویسنده : سیامک مه رو

در انتهای خیابان مغازه ی کوچکی بود که بر روی سردر آن نوشته شده بود سوپر کیانا ، مغازه دار پیرمرد بد اخلاقی  بود که هر روز صندلی اش را کنار پیاده رو می گذاشت و رفت و آمد مردم را تماشا می کرد .کنار این مغازه خانه ی قدیمی وجود داشت که کسی در آنجا زندگی نمی کرد و تنها بچه گربه ی کوچکی در آنجا وجود داشت که روز ها به سطل زباله ی کنار مغازه سر می زد و از پس مانده های آن استفاده می کرد .

پیرمرد هر روز با لنگه دمپایی گربه را می زد و سر و صدای بچه گربه تمام همسایه ها را خسته کرده بود . یک روز که همسایه ها خود را آماده کرده بودند که به پیرمرد اعتراض کنند دیدند سر و صدای بچه گربه نمی آید با خودشان فکر کردند که پیرمرد حتما یه بلایی سر بچه گربه آورده است که سرو صدای حیوانی به گوش نمی رسد .

وقتی از خانه هایشان بیرون آمدند با ناباوری دیدند کیانا نوه ی پیرمرد یک بطری شیر در دست دارد و داخل بشقاب شیر ریخته و به بچه گربه غذا می دهد .

پیرمرد بر روی صندلی نشسته بود و کتاب درسی کیانا را باز کرده بود و مشغول مطالعه ی صفحه ای بود که عکس امام حسین (ع) را کشیده بود که به حیوانی نان می داد

نویسنده : مهلا مه رو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :