تبلیغات
کرمانج - خاطرات عمران صلاحی از مجله طنز توفیق و حزب خران
 
کرمانج
ترویج فرهنگ ناب ایرانی و معرفی قوم کرمانج
درباره وبلاگ


در عصری که جهان تبدیل به دهکده شده است حفظ میراث فرهنگی از اولویت های هر ملتی است در این راستا به قدر بضاعتم به معرفی فرهنگ کرمانج ها ی خراسان می پردازم

مدیر وبلاگ : سیامک مه رو
نویسندگان
نظرسنجی
آیا مطالب وبلاگ در راستای هدف تعریف شده هست یا نه؟








گریزی به تاریخ
خاطرات عمران صلاحی از مجله طنز توفیق و حزب خران 

زمان شاه دو حزب عمده داشتیم به اسم های حزب ایران نوین و حزب مردم. توفیق هم آمد حزب خران درست كرد. بعد اعضای حزب خران بیشتر از آن دو حزب شد. حزب دفتری داشت كه اعضا در آن تجمع می كردند و به زمین لگد می كوبیدند. زیر دفتر هم مغازه و فروشگاه بود كه صدای آنها نیز درآمده بود. كارت عضویت صادر می شد، كارتمان هم سبز رنگ بود، به رنگ یونجه كه رئیس كمیته خربگیری پایینش امضا می كرد، به جای مهر هم نعل خر می زد. بالای بیشتر كارتها می نویسند خانم یا آقا، آنجا می نوشتند ماچه خر و نره خر. 
من كارتم را هنوز دارم. خیلی هم به دادم رسیده. زمان شاه كه سرباز بودم فكر می كردند من یك آدم سیاسی هستم. برای همین هم مرا بردند ضد اطلاعات. دردسری بود. دیدم اوضاع دارد خیلی بد می شود كه كارت عضویتم در حزب خران را نشانشان دادم. این را كه دیدند بی خیالم شدند. خب، حزب خران سیاستمداران را مطلقاً نمی پذیرفت. می گفت این ها همه آدمند. اساساً هر كسی كه اهل كلك و حقه بازی و ریاكاری بود جزو آدمیزاد محسوب می شد. 
آنها كه درستكار بودند، دزدی و خطا نمی كردند، خر خطاب می شدند. این بود كه تمام خران جمع شدند و حزب درست كردند. فعال هم بودند. در تمام شهرستانها شعبه داشتیم. سالی دو بار هم مراسم رسمی برگزار می كردیم. یكی سالروز تاسیس حزب خران بود یكی دیگر هم سیزده بدر كه به آن روز جهانی خر می گفتیم چون همه جا سبز بود. جمع می شدیم در یك جوستان. یك خر واقعی هم جلو می انداختیم و با بقیه اعضا در كوچه و خیابان دنبالش راه می افتادیم. سرود حزبی داشتیم با اركستر و غیره. خلاصه ماجرایی بود. 
تمام كارهایی كه یك حزب می تواند بكند انجام می دادیم. در روزنامه توفیق هم دو صفحه ارگان حزب خران بود كه مدتی خود من خردبیرش شدم. بالای صفحه نوشته بودیم:

به سرطویله حزب خران نوشته به زر          كه نیست حزبی از این حزب در جهان بهتر

این شعار حزبیمان بود. برای همان هم كلی دردسر كشیدیم. چند دفعه محرمعلی خان معروف به چاپخانه توفیق آمد و از ارگان حزب خران ایراد گرفت. می گفت كه اینجا منظورتان  سلطنت و فلان است... عجب مصاحبه ای شد، همه اش خاطره تعریف كردم




نوع مطلب :
برچسب ها : حزب، حزب خران، خر،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :