تبلیغات
کرمانج

ترویج فرهنگ ناب ایرانی و معرفی قوم کرمانج

واژگان کهن کُردی کُرمانجی در اوستا و سانسکریت و پهلوی اشکانی

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:پنجشنبه 29 آبان 1393-01:01 ب.ظ

واژگان کهن کُردی کُرمانجی در اوستا و سانسکریت و پهلوی اشکانی – ۱

***** واژگان کهن کُردی کُرمانجی در اوستا و سانسکریت و پهلوی اشکانی *****

ره شی خراسانی (Reşî Xorasanî) – قوچان

واِژهای کهن کردی کرمانجی در اوستا

Ware :در اوستا به معنی پناگاه و پشتیبانی است و در کردی کرمانجی «war» به معنی خانه و پناهگاه.

Wehîşt : در اوستا یعنی بهشت. در کردی کرمانجی به همین تلفظ و معنی به کار می رود.

Werise : در اوستا یک دسته از ۳ یا ۵ یا ۷ رشته از تار موی دم گاو سفید که یک طناب را تشکیل میدهد. در کردی کرمانجی «weris» «وه‌رس» به معنی طناب به کار میرود.

Wîs : در اوستا به معنی دانستن و آگاه بودن . در کردی کرمانجی «Bîstin, Bihîstin» «بیستن، بهیستن» به معنی شنیدن و درک کردن«mi gepê te bihîst = م گه‌پێ ته‌ بهیست» یعنی حرف تو را شنیدم ؛ فهمیدم

Biz : در اوستا به معنی از هم بریدن و تکه کردن . در کردی کرمانجی فعل «bizdandin» «بزداندن» یعنی بریدن

منبع : فرهنگ واژه های اوستا استاد احسان بهرامی به یاری استاد فریدون جنیدی

واژگان کهن کردی کرمانجی در پهلوی اشکانی

Zanad    : در پهلوی به معنای دانست و شناخت . در کردی کرمانجی عالم ودانا میشود (  zana)

xwadaw  : در پهلوی به معنی خدا و در کردی کرمانجی   xwadî به معنی خدا

ahem  : در پهلوی به معنی هستم و در کردی کرمانجی  هستم میشودheme

wenam   : در پهلوی به معنی می بینم و در کردی کرمانجی de-wînim میشود  می بینم که de پیشوند است

ashnawend  :  در پهلوی به معنای می شنوند و در کردی کرمانجی  eşnewên به معنی می شنوند است

توضیح اینکه کلمات کردی با حروف کردی و  کلمات پهلوی با حروف انگلیسی نوشته شده است

منبع : فرهنگ لغت پهلوی نوشته احسان بهرامی

واژگان کهن کردی کرمانجی در سانسکریت

Devata : در سانسکریت به الهه روستا یا حامی روستا می گویند در کردی به مراسم عروسی که باعث حمایت هر دو زوج از یکدیگر میشود«Dawet»میگویند

Gharsa : در سانسکریت مالش دادن و اصطحکاک  ودر کردی کرمانجی«Qers»به معنی دست زدن و کف زدن « قه‌رسه‌ = Qerse» به صورت یک قرصه و…… به رقص های مردی کرمانجی میگویند

Tik sna : در سانسکریت به مفهوم بسیار تیز و شوزن نوک تیز آمده است. همان است که در کردی کرمانجی به خار«تیکان = Tîkan»میگویند

Guru : در سانسکریت به سنگین و وزین گویند و در کردی کرمانجی به بزرگ خاندان و بزرگ از لحاظ سنی«گر = Gir»میگویند

Ghana : در سانسکریت به معنی ضخیم است و در کردی کرمانجی«Qalind قالند»به همین معنی است

توضیح اینکه لغات سانسکریت به انگلیسی و لغات کردی با خط کرمانجی نوشته شده است

منبع : فرهنگ سانسکریت جلد ۱ نوشته دکتر جلالی نایینی

واژه نامه توصیفی کردی کرمانجی

Etisî : در مواقعی که در بین وعده های غذایی نان خورده می شود (نان خالی) کردان خراسان به آن می گویند نان اَتِسی (Nanê Etisî= نانێ ئه‌تسی) . لازم به ذکر است که ایرانیان در گذشته باستانی خود به ساعت tisû می گفتند. حرف اوستایی«e» به معنی «با» در کرمانجی وجود دارد «tisî» همان «tisû» به معنی ساعت (زمان)است و روی هم به معنی «نان به موقع »که پارسیان اصطلاحا به آن «ته بندی» می گویند.

Bîr : به معنی «یاد» در کرمانجی کاربرد دارد.«je bîr kirin ژه‌ بیر کرن» یعنی از هوش و یاد بردن . کلمه«wîr وbîr» به همین معنی در شاهنامه فردوسی وجود دارد.

Biçax : در کردی کرمانجی به معنی چاقو کاربرد دارد. این «ق» ها از زبان سغدی به یادگار مانده است. «bi» در فارسی و کرمانجی صفت را به اسم تبدیل می کند. مثل «bisaz» یعنی «مدارا کننده» در فارسی و «bi rêz» یعنی «محترم» در کردی کرمانجی. بنابر این «چاق» در «بچاخ» همان «چاک» است و «چاقو» همان «چاکو» به معنی چاک دهنده و «biçax» یعنی دارای قدرت چاک دهندگی.

Hûçik : در کردی کرمانجی به معنی «آستین» به کار رفته است که قسمت بلند پیراهن است (هووچک). کلمه «hûç» همان« اوج »به معنی بلند و بالاو دراز است. پارسیان به مردم ایلام میگفتند «هوجا» یعنی بلند قد. به صورت «اوجا» یعنی بلند در زبان آذری ( زبان کهن منطقه آذربایجان قبل از احاطه ترکی) کاربرد داشته و اکنون وارد ترکی شده است. در اوستا «ûz» آمده است. «êk» در«hûçêk» پسوند پهلوی است.

Gûgirt : در کردی کرمانجی به معنای کبریت است(گووگرت). «Gur» در پارسی و کردی کرمانجی یعنی« آتش »و «Girt» در کرمانجی به معنی« گرفت» است. که مجموعا می شود آتش گرفته. حرف «r» بعد از gû  در «Gûgirt» به سبب سرعت گفتار بیان نمی شود.

توضیح اینکه در تمام این کلمات کردی کرمانجی بعد از گذشت هزاره ها هنوز به خوبی و بدون تحریف حتی فتحه و کسره را هم در کلمات خود حفظ کرده است. پاینده باشید
منبع :

۱- اقوام کهن نوشته رقیه بهزادی
۲- شاهنامه فردوسی به تصحیح دکتر جنیدی

کپی شده از سایت الله مزار : http://www.ellahmezar.ir


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان کرمانجی مه م و زین محمد و زینب

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:پنجشنبه 10 مهر 1393-11:24 ق.ظ

داستان های فولکور کوردی: مم و زین

مَم و زین نام یکی از داستان‌های منظوم عاشقانه به زبان کردی کرمانجی سروده احمد خانی (۱۶۵۱ -۱۷۰۷) است که درسدهٔ ۱۷ نوشته شده است. مم و زین را بهترین قطعه ادبی به زبان کردی کرمانجی دانسته‌اند. مم و زین داستان مهر پرشور دو دلدار به نامهای محمد (مم) و زینب (زین) است که این دو در پایان داستان در ناکامی جان می‌سپارند. صحنه این داستان در سرزمین جزیره در شمال میانرودان (شمال عراق و جنوب ترکیه) در قلمرو امیر سرزمین بوتان است.

در سال ۱۹۹۲ فیلمی درباره مم و زین و به همین نام از سوی امید ایلچی در ترکیه ساخته شد. مم و زین را عبدالرحمن شرفکندی از کردی کرمانجی به کردی سورانی ترجمه کرده‌است



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

من ایرانیم

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:پنجشنبه 10 مهر 1393-08:04 ق.ظ

نهضت تکریم ایرانیان
_______________

تمدن عظیم و باشکوه ایرانیان ، از دیر باز مورد توجه و هجوم اقوام مختلف قرار گرفته است. اما عظمت این تمدن به قدری بوده است که این تمدن نه تنها نابود نشد . بلکه مهاجمین را همچون قطره جوهری که در دریا حل می شود، در خود حل نمود و این آنان بودند که تحت تأ ثیر این تمدن قرار گرفتند.

در این مورد نمونه های بسیاری را می توان نام برد ، در صدر آنان می توان به اسب افسار گریخته مقدونی( اسکندر مقدونی) اشاره کرد. او که با فکر و رویای تسخیر جهان شروع به کشور گشایی کرده بود، پس از فتح ایران که برای او فراتر از یک رویا بود ، سربازان و بزرگان خود را به ازدواج با ایرانیان فرا خواند. او ایرانیان را بسیار باهوش و خرد مند می دانست .ازاین رو با این کار می خواست تا نژاد یونانی را با نژاد ایرانی بیشتر در آمیزد تا شاید فرزندان یونان ذره ای از خرد پارسیان را به ارث ببرند. علاوه بر آن او بخشی از کتابخانه های ایران را سوزاند و بخش دیگر کتاب ها را بر بار شتر ها و قاطر ها به یونان برد. ذکر شده است که این کتاب ها علاوه بر این که شامل مباحث علمی چون هندسه و ریاضیات بوده است ، مباحث زیاد فلسفی و الهیات را در برداشته که به مغ ها و روحانیون زرتشتی متعلق بوده است. از این رو عده ای پیشرفت های یونانیان را در مسائل ریاضیات و همچنین فلسفه را به مطالعه این منابع نسبت داده اند و علم فلسفه را به ایرانیان نسبت داده اند. درباره صحت و درستی این مطالب جای بحث زیادی است و این جا فرصت بحث در مورد آن نیست. اما آن چه معین ومشخص است، تاثیر پذیری یونانیان ازایرانی هاست.

نمونه بعدی در مورد حمله ا قوام وحشی مغول است. در این مورد همین بس که وارثین و فرزندان چنگیز پس از مدت کوتاهی خوی وحشی گری خود را کنار گذاشته و دقیقا بر خلاف روش چنگیز خان حکومت کردند و بسیار به هنر و فرهنگ ایرانیان علاقه مند شدند.

نمونه ی بعد هم حمله ی اعراب به ایران است که با ویرانی های بسیاری همراه بود. نکته ای که در این جا لازم است یاد آور شوم این است که عده ای حمله ی اعراب را با دین اسلام یکی و تاثیرات آن ها را برابر می دانند. نکته در این جاست که حمله ی اعراب و ویرانی های پس از آن در زمان خلیفه ی دوم ( عمر) رخ داده است و علل این غارت ها را می توان در یکی از خطبه های وی یافت که گفت:« ای مسلمین به پا خیزید که خداوند گنج و باغ های قیصران و خسروان را به شما وعده داده است». و هدف عده ای از آنان ، تنها کسب غنایم و مال و اموال بود و نه جهاد و ترویج اسلام..

پس عامل این غارت گری ها را نباید اسلام دانست. به هر حال بحث ما سرموضوع دیگری است. و آن این است که پس از فتح ایران اعراب به بهانه گسترش اسلام بسیاری از آداب و رسوم ما را ازبین برده و آداب اخلاق جاهلی خود را حاکم نمودند . اما این فرهنگ و تمدن ایران بود که این بار باز هم پیروز شد و اعراب را در خود حل کرد.این در حالی است که تمدن های بزرگ دیگر مانند مصر که مورد هجوم اعراب قرار گرفته بود ، استحاله ی فرهنگی شده و امروزه جزو قلمرو های اعراب به شمار می رود.

حال تمام این صحبت ها و مقدمه چینی ها برای بیان عظمت تمدن ایرانی بود . این تمدن و فرهنگ غنی روحیاتی را در ایرانی ها پدید آورده بود که مورد توجه دشمنان بود والبته مانعی برای نفوذ آنان . روحیاتی چون فداکاری ، وطن پرستی، غیرت، جوانمردی و از همه مهم تر اتحاد و یکپارچگی.

کمی جلو می رویم وبه 500 سال گذشته نگاهی می اندازیم.این عوامل و این اتحاد به دشمنان ایران اجازه نمی داد که بتوانند بر ایران نفوذ کنند و بر آن تسلط یابند. از این رو موذی ترین این دشمنان یعنی انگلیس ها طرحی برای از بین بردن این تفرقه و برقراری اصل ننگین خود یعنی تفرقه بینداز و حکومت کن برنامه ریزی و اجرا کرد.

آن ها با این طرح اتحاد و یکپارچگی ملت ایران را نشانه رفته بودند. از این رو سعی در تخریب شخصیت اقوام مختلف و نژاد های ایرانی نزد یکدیگر کردند. ابتدا نیز از اقوامی که بیشتر سد راه آن ها شده بودند آغاز کردند. اقوام ونژاد هایی که قهرمانانی را در خود پرورانده بودند که دست غارتگر را کوتاه می کرد. پس در ابتدا ترک ها و آذری ها را هدف قرار دادند و با برچسب زدن یک لقب و با استفاده از اصول جنگ روانی خود این برچسب را به این مردم شریف چسباندند و این لقب را برای آن ها در بین ایرانیان جا انداختند وجای پای آن ها را در تمامی لطیفه ها بین مردم باز کردند. مردمانی که کسانی چون ستار خان و باقر خان که سالار و سردار این مرز و بوم هستند را در خود پرورانده بودند.

دومین قوم و نژاد مردمان خطه ی شمال ( رشتی ها و گیلکی ها )‌ بودند. این بار نیز دشمن با چسباندن لقبی دیگر ورایج کردن آن بین مردم ، مردمانی را که نماد غیرت و مردانگی هستند را نشانه گرفتند و وجهه ی آنان را نزد مردم ازبین برد.

به همین ترتیب برای مردم شجاع اصفهان و دلاوران فارس که در مقابل حمله ی انگلیس ها در جنوب ایستادند و امروز به نام رئیس علی دلواری ها ما افتخار می کنیم.والبته برای مردم شجاع و غیور کرد و لرو …..

و پس از مدتی با رایج شدن این لقب ها و البته به علت نادانی افراد ، کینه وکدورت بین مردم و اقوام مختلف ایران رایج شد. به طوری که یک ایرانی از یک نژاد در مقابل هموطن خود ، نژاد او را به تمسخر می گیرد و طرف مقابل نیز با سخنی دیگر او را تخریب می کند و آتش اختلاف و کینه و تفرقه که آرزوی کهنه ی دشمنان ایران به خصوص انگلیس ها بوده است، محقق می شود و آن ها با خیال راحت به غارت سرمایه ی ایرانیان پرداختند.

حال نقش ما چیست و آیا ما می توانیم که جلوی این توطئه ی بزرگ را بگیریم؟

به نظر خیلی ها شاید این قضیه ، آن قدر ها هم که گفته شد بزرگ و مهم نیست. اما بدانید که ویژگی انگلیسی هاست که همیشه ضربات مهلک را طوری وارد می کنند که مانند سم آرام آرام و بی صدا ولی کشنده عمل کند.

ما می توانیم از همین لحظه جلوی این توطئه را گرفته و ابتدا از خود شروع کنیم. یعنی این که اگر در جمعی بنا به گفتن لطیفه و یا امثال آن شد از نام اقوام ایرانی استفاده نکنیم واگر دیگران نیز استفاده کردند به آن ها گوشزد کنیم و یاد آور شویم و حتی اگر واقعا مصمم باشیم در صورت ادامه وضع آن محل را ترک کنیم تا شخص متوجه مصمم بودن ما و خطای خود شود . به جای نام اقوام ایرانی از عباراتی چون: شخصی یا مثلا یک نام بی معنی و خنده دار مثل منگل یا… استفاده و حتی از دشمنان ایران یعنی انگلیس ها یا اسرائیلی ها یا صهیونیست ها ( در صورت امکان و فراهم بودن فضا) استفاده کنیم . شاید در ابتدا کاری نا ممعمول و مضحک باشد و حتی مورد تمسخر قرار بگیرید ولی پس از مدتی این امر رایج خواهد شد و کم کم نام اقوام ایرانی جای خود را به دشمنان ایران در لطیفه های ما میدهد. همچنین شما از درون به خود افتخار خواهید کرد


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کرمانج های ترکیه ترک نیستند

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:پنجشنبه 27 شهریور 1393-08:14 ق.ظ

جوابیه به پانترک های بیسواد-
جدیدا یک عده پانترک بیسواد در ادعایی خنده آور ومزخرف مدعی شدند که کرمانج ها(بزرگترین قوم کورد)ترک میباشند و به اشتباه نام کورد روی آنها گذاشته شده.
دراین بخش به کرمانج های ترکیه(کوردهای ترکیه)پرداخته میشود.
جالب اینجاست که تمام کوردهای کشور جعلی ترکیه که جمعیتشان بیش از 20میلیون نفر میباشد ودر23استان کوردنشین شرق وجنوب شرق ترکیه جعلی تحت استعمار میباشند همگی کرمانج هستند وحتی یک کورد سوران یا جنوبی هم درمیان آنها دیده نمیشود.
پس اگر کرمانجها ترک هستند اینهمه قیام کوردی در تاریخ ترکیه به چه دلیل است؟؟؟؟
دلیل بوجود آمدن نیروهای پ ک ک در ترکیه برای مبارزه با دولت ترکیه چیست؟
اگر کرمانج ها ترک هستند چرا خود را کورد میدانند؟
اگر کرمانج ها ترک هستند چرا قیام وجنبش جمهوری آرارات در تاریخ ترکیه مشاهده شد؟
چرا قیام شیخ سعید پیران اتفاق افتاد؟؟؟؟؟؟
اگر کرمانج ها ترک هستند چرا همین پانترک ها آنهارا کوردهای تروریست میخوانند؟
اگر کرمانج ها ترک هستند چرا عبدالله اوجلان(رهبر کردهای ترکیه وپ ک ک)به مبارزه با ترک ها پرداخت والان در زندان جزیره ایمرالی به سر میبرد؟؟؟؟
چرا مذاکرات صلح بین دولت ترکیه وکرمانجها در حال اجراست؟مگر کرمانج ها ترک نیستند؟؟
چرا دولت ترکیه در مذاکرات صلح به آنها میگوید کورد و چرا به انها ترک کرمانج نمیگوید؟؟
چرا درمذاکرات صلح از تدریس زبان کوردی برای کرمانج های ترکیه نام برده میشود؟؟؟
چرا کرمانج ها چندین سال است در ترکیه به دنبال تدریس زبان کوردی میباشند؟؟؟
چرا در چند دانشگاه در شهر های کرمانج نشین ترکیه رشته کوردشناسی وزبان کوردی موجود است؟؟؟؟؟
چرا اردوغان در مبارزات انتخاباتنی خود در شهر های کرمانج نشین به کرمانج ها میگوید:من از برداران کورد خود خواهش میکنم به من رای دهند تا مذاکرات صلح باقی بماند؟؟؟؟
چرا اردوغان قبل از انتخابات شهردار های ترکیه مسعود بارزانی(رئیس اقلیم کرستان عراق )را به شهر کورد کرمانج نشین دیاربکر دعوت میکند؟؟؟؟؟؟
چرا درنوروز در شهرهای کرمانج نشین ترکیه وحتی کوردهای کرمانج استانبول جشن های چند صدهزار نفری کوردی با روشن کردن آتش برگزار میشود؟؟
چرا در جشن های کوردهای کرمانج ترکیه پرچم ترکیه بالا نمیرود مگر کرمانج ها هم ترک نیستند؟؟؟؟؟؟؟
اگر کرمانجها ترک هستند چرا از پرچم ها ونمادهای کوردی استفاده میکنند؟؟؟؟؟؟؟
چرا کرمانج های ترکیه لباس کوردی میپوشند؟؟؟؟؟؟
چرا احزاب کوردی ترکیه وتمام کرمانج های ترکیه از وازه کوردستان ترکیه یا کردستان شمالی(کوردستان باکوور)استفاده میکنند؟؟؟؟؟
چرا لیلا زانا نماینده کرمانجهای ترکیه با لباس کوردی وسربندی با نشان کوردی در مراسم سوگند پارلمان ترکیه حاضر شد؟؟؟؟؟؟؟
چرا قرار است کنگره ملی کورد در شهر کرمانج نشین دیاربکر(یکی از بزرگترین شهرهای کوردکرمانج نشین ترکیه)برگزار شود؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا نیروهای پ ک ک که همگی کورمانج هستند به کمک کوردهای عراق وسوریه در نبرد با داعش شتافتند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اصلا اگر کرمانج ها ترک بودند چرا اینهمه مورد قتل وعام وکشتا وژینوساید توسط افراد اتاتورک قرار گرفتند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و هزاران چرا ودلیل دیگر.................
خاهشا پانترک ها جواب این سوال هارو بدن
پس نتیجه میگیریم جناح بیفکر وبی سواد پانتورک جز دروغ پراکنی وجعل تاریخ وخدمت به اربابان اسرائیلی خود چیز دیگری بلد نیست.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کشتار کردهای درسیم

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:چهارشنبه 26 شهریور 1393-08:30 ق.ظ

کشتار درسیم

برخی آمارها حاکی از قتل عام حدود 100هزار نفر ارمنی،کرد و علوی در حملات نیروی هوایی و زمینی ترکیه به درسیم است اما دولت ترکیه مدعیست که ١٢ هزار نفر در این جریان کشته شده‌اند.

جمهوری کمالیستی ترکیه از ابتدای تاسیس خود در ادامه سیاست نابودی و استحاله اقوام غیر ترک که از سوی دولت ترکیه عثمانی اجرا می شد و منجر به نسل کشی ارمنیان ٬ یونانی ها و آشوری ها گردید عمل نمود . در ماده 88 قانون اساسی جمهوری ترکیه مصوب 20 آوریل 1924آمده بود که کلیه شهروندان ترکیه بدون در نظر گرفتن تعلق مذهبی و ملی ترک محسوب می شوند . ( لازم به ذکر است که هنوز هم بر سر در مدارس ترکیه از جمله مدارس اقلیت های غیر ترک این کشور عبارت هر کسی ترک است خوشبخت است نوشته شده است)

در چنین شریطی کردهای ترکیه از سوی دولت این کشور به عنوان ” ترک کوهستان “ معرفی شدند . دولت آنکارا در مه 1932 تصمیم گرفت کردها را از محل سکونتشان در شرق ترکیه به مناطق ترک نشین غرب این کشور کوچ بدهد و آن ها را با مهاجران ترک تبار جایگزین کند. قیام های کردهای ترکیه برای احقاق حقوقشان در جریان قیام شیخ سعید در سال 1925 و شورش کردها در آرارات در سال های 1927 تا 1931سرکوب شد و قتل عام صد هزار سکنه از جمله زن و کودک ارمنی کُرد و علوی در درسیم از شهرهای استان تونجلی در سال 1937 آغاز شد .



در خصوص این کشتارها "یوموش باکرکوی" نود ساله یکی از بازماندگان و شاهدان عینی این قتل عام فجیع به تشریح مشاهدات و خاطرات خود از آن روزهای وحشتناک پرداخته است. این شاهد نود ساله در گفتگو با روزنامه "طرف" گفته:

در دوران حکومت آتاتورک در آن سال ها سربازان ارتش دستور داشتند یا مردم را وادار به تسلیم و یا آنها را قتل عام کنند، در مورد زنان منطقه اقدام به تجاوز نموده و سپس آنان را با سرنیزه تفنگ هایشان به طرز فجیعی به قتل رساندند. "یوموش باکرکوی" اظهار داشته ،سربازان آتاتورک قبل از آغاز قتل عام تا مدت ها اقدام به انتقال سلاح و مهمات و تجهیزات جنگی به منطقه به کمک قاطرها نمودند و روز قتل عام مردم روستای وی را به نقطه ای دیگر منتقل کردند،

اما وی به همراه چند تن دیگر توانسته از روستا فرار کرده و در جنگل های اطراف مخفی شود. وی افزود سربازان زنان و مردان را از یکدیگر جدا کردند و ابتدا مردان را به رگبار بستند و بعد هم به زنان تجاوز کرده و سپس آنان را به سرنیزه هایشان به قتل رساندند و در آخر تمامی روستا را به آتش کشیدند.



برخی آمارها حاکی از قتل عام حدود 100هزار نفر ارمنی،کرد و علوی در حملات نیروی هوایی و زمینی ترکیه به درسیم است اما دولت ترکیه مدعیست که ١٢ هزار نفر در این جریان کشته شده‌اند.



در خصوص قتل عام های درسیم صبیحه گویکچن(خاتون سیبلیجیان) دختر خوانده کمال آتاتورک که بعنوان خلبان پروازهای متعددی بر فراز منطقه درسیم در استان تونجلی ترکیه داشته است. در خاطرات خود بوضوح به این کشتارها اشاره کرده و گفته است وی در این عملیات شرکت داشته زیرا وظیفه ای بوده که از سوی مقامات بلند پایه ارتش و شخص آتاتورک بر وی محول گشته و چاره ای جزء انجام آن نداشته است.نکته قابل اشاره در این خصوص گفته های فرزند یکی از دوستان نزدیک صبیحه است که نخواسته نامش فاش گردد.

وی در تماس با هفته نامه آگوس گفته صبیحه سالها پس از این عملیات هنگامی که متوجه شد اخبار این عملیات از مردم ترکیه پنهان مانده و در بین افراد کشته شده علاوه بر کردها، ارمنیان و علویان زیادی نیز وجود داشتند به مخالفت برخاسته و اعتراضهایی به فرماندهان ارتش و شخص آتاتورک نموده.این شخص می گوید هرگز صبیحه کوچکترین اشاره ای به دوران کودکی و ارمنی بودن خود نکرده اکنون که در مورد وی از هفته نامه شما شنیده ام نمی توانم تصور کنم در آن زمان آیا صبیحه بعلت ارمنی بودن معترض بوده یا بیداری وجدان انسانی.وی همچنین این اعتراضات را مرتبط به کنار گذاشته شدن ناخواسته صبیحه از ارتش پس از مرگ آتاتورک نمی داند


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زبان تاتی یکی از زبان های باستانی ایرانی

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:پنجشنبه 20 شهریور 1393-08:31 ق.ظ

پراكنش تات ها با ذكرنام استان ،شهرستان و روستا

استان اردبیل: شهرستان خلخال شهر کلور ٬ درو ،شال ٬دیز ٬جیرنده ٬ طهارم ٬ عنبران ٬ میناباد ٬ میرزانق٬ کلش ٬ سروآباد ٬ ‍پیله زیر٬ پ‍یله رود ٬ جید ٬ لرد ٬ اسبو ٬ اسکستان ٬ تولش٬ کجل ،کرن ٬ گیلوان ،گلوزان ،کهل ،گندم آباد ، طارم ، عنبران علیا ٬ لنکران٬ شهرستان کوثر روستای ... شهرستان نمین روستاهای...

استان قزوین : شهرستان تاکستان ٬شهرتاکستان - بخش اسفرورین ٬ شهر اسفرورین -روستای قرقسین بوئین زهرا، و شهرستان بوپین زهرا شهرهای شال ٬ دانسفهان و روستاهای خیارج ٬خوزنین ٬خروزان ٬ ابراهیم آباد ، قلعه گنجی ٬سگزآباد٬ در اطراف قزوین روستای دیگر مثل انظیر ،رزجرد ٬الولک ٬حصار خروان ،طارم قزوین و روستاهای زیاران ،صمغ آباد،تیخور،توداران،آقچری، خوزنان ، آتانک ، جزمه ، دارسرور ، کهوان ، کذلک ،میانکوه ، ابراهیم آباد ، از توابع دهستان فشکلدره بخش آبیک استان قزوین و تعدادی از روستاهای شهرستان طالقان هم تات هستند / روستای زرجه بوستان در آبیک قزوین/

استان تهران : شهرستان کرج بخش حصارک و عظیمیه و.. شهرستان قدس و... شهرستان طالقان ٬ شهرستان رودبار زیتون ٬شهرستان شمران ٬روبار قصران ٬ و چند روستا در دماوند همسایه رودبار قصران

استان آذربایجان شرقی: روستای کرینگان از توابع شهرستان ورزقان ،روستاهای دیگری در منطقه­ی خاروانا ،میشه­پارا ،ونستان و در بخش ارسباران دهستان حسنو ،خوی نرآو ، ارزین وکلاسور

استان زنجان : شهرستان طارم روستاهای سیاه‌ورود، گندم‌آباد، سرخه سنگ ٬ قوچان ٬نوکیان ٬بندرگاه٬ هزاررود، چرزه، جمال آباد، باکلور،سرخه میشه ، کلاسر و ی قسمت های از گیلوان - و روستای خوئین و سفیدکمر از توابع ایجرود استان زنجان

استان گیلان : شهرستان رودبار و روستاهای

استان اصفهان : شهرستان نطنز روستای ابیانه

خراسان شمالی: چند روستا از توابع شهرستان بجنورد بنام های ،اندقان ،خراشا،کرف،جربت،دوبرجه، جوشقان ،راز ، کیفان ، جاجرم ومحمودآباد ( منبع کتاب تاتهای ایران و قفقاز صفحه ۹ مولف دکتر علی عبدلی)

استان گلستان : در استر آباد طایفه ای به زبان تاتی سخن میگویند(منبع کتاب تاتهای ایران و قفقاز صفحه ۱۰ مولف دکتر علی عبدلی) چند روستا از شهرستان مینودشت مثل ده چناشك ؛قلعه قافه؛ دوزین و ..

استان سمنان : روستاهای ...

استان مرکزی : روستاهایی از توابع شهرستان اراک همچون عیسی آباد، اماران ، وفس ،تفرش (منبع کتاب تاتهای ایران و قفقاز صفحه ۱۰ مولف دکتر علی عبدلی)

ابیانه یکی از روستاهای شهرستان نطنز در استان اصفهان است که در چهل کیلومتری وغرب شهر نطنز واقع شده است دردامنه کوه و هوای بسیار خنکی دارد مردمان آن بیشتر به کشاورزی ودامپروری اشتغال دارند محصولات عمده آن میوه - غلات و لبنیات می باشد .مردمان آن دیار به تاتی سخن می گویند.

در دیگر كشورها : ۱- قفقاز ۲- تاجیکستان ۳- آذربایجان۴- بمبئی هندوستان ۵- فلسطین اشغالی

پراکنش تاتهای قفقاز : داغستان - دربند - آبشوران - باکو - ناداران- سوراخانی - بالاخانی - موشتاغی -یوزونا - امیرخان - زیره - هووسن - بینه - خیله قویا - دوه چی - اسماعیل لی - خزین - قوناق کندی - قوتگاش - کابتاکو - تیرسران - مخاچ قلعه - افروجه - گنداب - سبازان - لاهیچ

توجه :

شال هم دراستان اردبیل وهم دراستان قزوین وجود دارد که گویش تاتی دارند

شال شهری است در استان قزوین که در ۵۵ کیلومتری جنوب غربی مرکز استان قرار دارد

شال در ارتفاع 1400 متری از سطح دریا و در فاصله 9 کیلومتر شهر کلور و44کیلومتری جنوب شرقی شهر خلخال واقع شده است

تاتی و تات ها

تاتی یکی از کهن ترین زبانهای ایرانی است که بسیاری از ویژگی های زبانهای باستانی ایرانی را حفظ کرده و به عقیده برخی از زبان شناسان و محققان بازمانده زبان مادی است. گویش های تاتی ، از گویشهای مرکزی ایران است که به دستة شمال غربی زبانهای ایرانی (شاخه ای از زبانهای هند و اروپایی ) تعلق دارند. گویش تاتی از یک سو با سمنانی و از سوی دیگر با تالشی پیوند دار
د.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هفته ی امام در بین کرمانج های سملقان

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:چهارشنبه 29 مرداد 1393-11:42 ق.ظ

از دیر باز در میان کرد های کرمانج سملقان خراسان شمالی رسم بر این بود که از اولین جمعه ی شهریور ماه تا زمان سرد شدن هوا هر جمعه مردمان کرد منطقه از روستا های اطراف برای زیارت و برگزاری جشن  و دادن نذری به امام زاده محمد دلاور (دیباج)- ایمام دلاور آشخانه می آمدند . برخی از مردم روستا های دور تر مانند قاضی و زرد و .. از شب پنج شنبه به امام زاده می آمدند و در اتاق های زایر سرا که در دور امام زاده بود سکنی می گزیدند تا از اول صبح در مراسم شرکت کنند .مزار ایمام دلاور بر روی تپه ی بلندی در 3 کیلومتری شهر آشخانه واقع شده است که تا سالیانی نه چندان دور در اطرافش چشمه های بسیاری جاری بود که اکنون خشک شده اند . مراسم روز جمعه با دول و بیگ (دهل و سرنا) نوازی شروع می شد و جوانان از صبح تا عصردر چمنزار پایین تپه ی معصوم زاده (اولنگ) به کشتی کرمانجی ( که به غلط کشتی باچوخه نامیده شده ) می پرداختند و زنان و دختران نهار را که عموما آش شیله کرمانجی است و در نذری ها می پزند آماده می نمودند. شاید این مراسم به  گمان بنده بازمانده از جشن مهرگان باشد و شاید هم نوروز هخامنشیان که در اول مهر برگزار می شد مانده است . این مراسم تا سال های ابتدای انقلاب هم برگزار می شد اما با کج فهمی برخی از مسولین مخصوصا بخشدار وقت که البته آشخانه ای هم بود و شورا های بی سواد و عامی آشخانه که درک درستی از مراسم نداشتند به بهانه ی طاغوتی بودن مراسم از برگزاری آن ممانعت به عمل آوردند وبرگزاری این رسم باستانی و مذهبی را ممنوع نمودند . و اکنون احیای این سنت حسنه نیاز به همت عالی مسئولین عزیزدارد تا به عنوان میراث فرهنگی به نسل جدید معرفی گردد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

متمم با دوحرف اضافه در زبان کرمانجی

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:سه شنبه 28 مرداد 1393-11:10 ق.ظ

1-1-1-متمم با دو حرف اضافه ی كرمانجی

در زبان كرمانجی بیشتر مواقع متمم با دو حرف اضافه به كار می روند یكی پیش از اسم ودیگری پس از اسم ،حرف های اضافه ای كه پس از اسم می آیند هیچگاه پیش از اسم به كار نمی روند. این دو حرف اضافه عبارتند از (را- ) و (دْا-đā ) كه همیشه بعد از اسم می آیند.و از دیدگاه دستور تاریخی با زبان فارسی كه یك متمم با دو حرف اضافه به كار می بردند قابل ملاحظه است.

وه تْه را گووتْم.                  wa ŧa rā gūŧem.   (به تو گفتم.)

ژه چووللیْ دْا هاتْم.          ža cūllě đā hāŧem.   (از بیابان آمدم.)

با توجه به حروف مضاعفی كه آقای دكتر پرویز ناتل خانلری در كتاب دستور تاریخی زبان فارسی آورده است . تمامی حرف های اضافه ای كه ایشان پس از متمم آورده اند در دو حرف ( بر و اندر ) خلاصه شده است[1]. فردوسی نیز بیشتر متمم های با دو حرف اضافه را با( بر و اندر ) به كار برده است .

 

گرفتش به بر شهریار زمین                ز شادی ، بر او بر ، گرفت آفرین[2]

                  زدی گیو بیدار دل گردنش                  به زیر گل اندر ، فگندی تنش[3]



1- پرویز ناتل خانلری ؛ همان، ص 223

2- میر جلال الدین كزاری ؛ نامه ی باستان ویرایش و گزارش شاهنامه ی فردوسی،جلد سوم ، 1382، بیت 3080،ص137

3- همان ، بیت3100،ص


(برگرفته از دستور زبان کرمانجی نوشته سیامک مه رو)
137




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کرد های ایزدی

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:شنبه 18 مرداد 1393-12:52 ب.ظ

ایزدی‌ها کیستند؟


انتخاب نوشت: بین قربانیان گوناگون پیشروی‌های "داعش" در خاورمیانه یک گروه ۵۰ هزار نفری ایزدی یا ایزدی‌ها هم هستند که در کوه‌های شمال غرب عراق بدون آب و آذوقه گرفتار شده‌اند. این گروه پر رمز و راز عمیقا باورمند به دین خود کیستند؟ توجه ناگهانی به آنها به خاطر مخمصه‌ای که در آن گرفتار شده‌اند، بسیار بیشتر شده است.


به گزارش ایسنا، سایت انتخاب که این گزارش را از بی.بی.سی نقل کرده است در ادامه می‌نویسد: ایزدی‌ها نمی‌خواهند زیر نورافکن توجه بین‌المللی باشند. به خاطر باورهای غیرمعمول، آنها را بی‌انصافانه "شیطان‌پرست" نامیده‌اند. آنها از قدیم توانسته‌اند خود را در جوامع کوچک و پراکنده در شمال غرب عراق، شمال غرب سوریه و جنوب شرق ترکیه حفظ کنند.


تخمین شمار ایزدی‌ها امروز دشوار است. آمار مختلف بین ۷۰ هزار تا ۵۰۰ هزار را نشان می‌دهد. جمعیت ایزدی‌هایی که ارعاب شده‌اند، به آنها بهتان‌ زده شده و تحت آزار و اذیت قرار گرفته‌اند، در سده گذشته بطور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته است. مانند اقلیت‌های دیگر دینی این منطقه، مثل علوی‌ها و دروزی‌ها تنها می‌شود ایزدی متولد شد، گرویدن به این مذهب ممکن نیست.



مقدس‌ترین معبد ایزدی‌ها در لالش در شمال موصل

آزار و اذیت ایزدی ها در قلب مناطق مسکونی آنها در کوهستان سنجار(شنگال) در غرب موصل که این روزها صورت می‌گیرد، بر پایه درک غلط از نام آنها است. سنی‌های افراطی مثل "دولت اسلامی" باور دارند که این از نام یزید بن معاویه (۶۴۷-۶۸۳ میلادی)، خلیفه بسیار نامحبوب دوم سلسله اموی است.


ولی پژوهش‌های تازه ثابت کرده‌اند که این نام هیچ ربطی به یزید و همچنین به شهر ایرانی یزد ندارد ولی می‌گویند از واژه فارسی ایزد مشتق شده است که به معنی الهه یا رب‌النوع است. نام ایزدی، که ایزدی‌ها خود را به آن می‌نامند، به معنی "پرستندگان خدا" است.


دسیان (جمع آن دواسان) نامی که آنها بر خود می‌گذارند، از یک نام نسطوری قدیمی (نسطوری‌ها مسیحیان باستانی در خاورمیانه (شرق) هستند) گرفته شده است. بسیاری از باورهای ایزدی‌ها از مسیحیت مشتق شده است. آنها هم به انجیل و هم به قرآن احترام می‌گذارند. ولی بسیاری از آیین‌های آنها تنها به صورت شفاهی منتقل شده‌اند.


در ارتباط با پنهان نگاهداشتن بخشی از کیش ایزدی‌ها درک نادرستی از ارتباط این آیین با فلسفه دوگانگی جهان زرتشتیان (نور و تاریکی) و حتی خورشید‌پرستی ایجاد شده است.


پژوهشگران در سال‌های اخیر نشان داد‌ه‌اند که زیارتگاه‌ها (معابد) آنها اغلب با تصویر خورشید آراسته شده و گورهای آنها به سمت شرق، در جهت طلوع آفتاب هستند و آنها عناصر مشترک زیادی با اسلام و مسیحیت دارند.


کودکان به دست یک پیر (موبد) با آب متبرک غسل تعمید داده می‌شوند، در زمان ازدواج، پیر یک نان را دو نیمه می‌کند و نیمی از آن را به عروس و نیمه دیگر را به داماد می‌دهد. عروس در لباس سرخ از کلیساهای مسیحی بازدید می‌کند.


در ماه دسامبر، ایزدی‌ها سه روز روزه می‌گیرند و بعد از آن با پیر خود شراب می‌نوشند. از روز پانزدهم تا بیستم سپتامبر ایزدی‌ها مراسم زیارت همگانی سالانه از آرامگاه شیخ عدی در لالش، در شمال موصل را برگزار می‌کنند که طی آن در رودخانه یک مراسم آیینی غسل دارند. ایزدی‌ها همچنین مراسم قربانی حیوانات و ختنه دارند.


نام خدای آنها (بالاترین مرتبه ربانی) یزدان است. تصور بر آن است که او در چنان منزلت بالایی است که نمی‌تواند مستقیما پرستش شود. نقش این مرتبه الهی در عین حال نقشی غیرفعال است. او خالق جهان است ولی نگهدارنده آن نیست. هفت روح (فروهر) بزرگ از او منبعث شده‌اند که مهمترین آنها فرشته طاووس یا آنطور که در آیین ایزدی نامیده می‌شود، ملک طاووس، قیم اراده الهی است. در آیین مسیحیت باستانی طاووس نماد بدمنشی بود بخاطر آنکه گفته می‌شد گوشت او فاسد نمی‌شود. ملک طاووس در باور ایزدی‌ها نفس آغازین الهی و از او جدا ناشدنی است و با این ارزیابی آیین ایزدی تک‌خدایی است.


ایزدی‌ها پنج بار در روز ملک طاووس را عبادت می‌کنند. نام دیگر او شیطان است که در عربی به فرشته رانده شده از درگاه خدا گفته می‌شود. همین موجب شده که به ایزدی‌ها انگ اشتباه "شیطان‌پرست" زده شود. ایزدی‌ها به تناسخ اعتقاد دارند، به این معنی که روح به طور متناوب تا تطهیر کامل در جسم حلول می‌کند و به این شکل کاربرد دوزخ از بین می‌رود.


بدترین سرنوشت برای یک پیرو آیین ایزدی، رانده شدن از جامعه ایزدی است چرا که این به معنی آن است که روح او دیگر هرگز پیشرفتی نمی‌کند. گفتگو با هر دین و آیین دیگر هم برای آنها مطلقا ناممکن است.


در مناطق دورافتاده جنوب شرقی ترکیه به سوی مرزهای سوریه و عراق، روستاهای قبلا فراموش شده ایزدی‌ها با خانه‌های تازه‌سازی که خود پیروان این آیین ساخته‌اند، رنگ زندگی به خود می‌گیرند. بسیاری از ایزدی‌ها حالا بعد از آنکه حکومت ترکیه آنها را راحت گذاشته، از تبعید باز‌می‌گردند.


علیرغم قرن‌ها ایذا و آزار ایزدی‌ها، آنها هرگز باورهای خود را رها نکردند. این مسئله گواه درک بالای آنها از هویت و قدرت شخصیت‌ خود است. اگر افراطی‌های گروه "دولت اسلامی" (داعش سابق)، ایزدی‌ها را از عراق و سوریه بیرون کنند، احتمال دارد که بسیاری از آنها در مناطق جنوب شرق ترکیه سکنی گزینند. این بخش از ترکیه جایی است که ایزدی ها بدون آنکه مورد آزار و اذیت قرار گیرند، با اعتقاداتشان زندگی کنند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان آرش

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:یکشنبه 5 مرداد 1393-09:03 ق.ظ

آرَشِ کَمانگیر نام یکی از اسطوره‌های کهن ایرانی و همچنین نام شخصیت اصلی این اسطوره‌است.

اسطوره آرش کمانگیر از داستان‌هایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با افتخار نام برده شده ولی داستان آرش در شاهنامه نیامده‌است.*[۱][تحقیق دست اول؟] در کتاب‌های پهلوی و نیز در کتاب‌های تاریخ دوران اسلامی به آن اشاراتی شده‌است. ابوریحان بیرونی، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو می‌کند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی آرش می‌داند. در اوستا آرش را اِرِخشه خوانده‌اند و معنایش را نیز کسانی معناهایی کرده‌اند: از آن دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان». در اوستا بهترین تیرانداز ارخش نامیده شده‌است که گمان بر این است که همان آرش باشد. بعضی معنی آرش را درخشان دانسته‌اند. و برخی معتقدند که منظور از آرش، حاکم پارتی گرگان بوده که به زور تیر و کمان دشمن را (به احتمال زیاد سکاها را) از مرز ایران دور کرده‌است.

  •  

آرش در فرهنگ دهخدا

نام پهلوانی کماندار از لشکر منوچهر. منوچهر در آخر دوره حکمرانی خویش از جنگ با فرمانروای توران، افراسیاب، ناگزیر گردید. نخست غلبه افراسیاب را بود و منوچهر به مازندران پناهید لکن سپس بر آن نهادند که دلاوری ایرانی تیری گشاد دهد و بدانجای که تیر فرود آید مرز ایران و توران باشد، آرش نام پهلوان ایرانی از قله دماوند تیری بیفکند که از بامداد تا نیمروز برفت و بکنار جیحون فرود آمد و جیحون حدّ شناخته شد. در اوستا بهترین تیرانداز را «اِرِخ ِش َ» نامیده و گمان می‌رود که مراد همان آرش است . طبری این کماندار را «آرش شاتین » می‌نامد و نولدکه حدس می‌زند این کلمه تصحیف جمله اوستائی «خَشووی ایشو» باشدچه معنی آن «خداوند تیر شتابنده » است که صفت یا لقب آرش بوده‌است. و بروایت دیگر رب النوع زمین (اسفندارمذ) تیر و کمانی به آرش داد و گفت این تیر دورپرتاب است لکن هرکه آن را بیفکند بجای بمیرد. و آرش با این آگاهی تن بمرگ درداد و تیر اسفندارمذ را برای سعه و بسط مرز ایران بدان صورت که گفتیم بیفکند و درحال بمرد.

و افراسیاب تاختن‌ها آورد و منوچهر چند بار زال را پذیره فرستاد تا ایشان را از جیحون زانسوتر کرده، پس یک راه افراسیاب با سپاهی بی اندازه بیامد و چند سال منوچهر را حصار داد اندر طبرستان و سام و زال غائب بودند و در آخرصلح افتاد به تیر انداختن آرش و از قلعه آمل با عقبه مزدوران برسید و آن مرز [ را ] توران خوانده‌اند. (مجمل التواریخ ) .

داستان آرش

در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره می‌کند. سرانجام منوچهر پیشنهاد صلح می‌دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرندو برای قبول این صلح و تحقیر ایرانیان پیشنهاد می کنند که از پهلوانان ایرانی شخصی تیر بیندازد ولی در ایران کسی جرات این کار را به خود نمی دهد آرش در لشکر ایران ستوربان بوده و پیغامی را به دست او میدهند تا به لشکر توران ببرد و در آنجا پادشاه توران برای تحقیربیشتر ایرانیان خود آرش را انتخاب می کند و آرش به اجبار مسئولیت این کار را میپذیرد در لشکر ایران همه به آرش خرده می گیرند که چرا این مسئولیت را پذیرفتی و تو باعث ننگ ایران می شوی و... قرار بر این می‌گذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش به فراز دماوند می‌رود و تیر را پرتاب می‌کند.*[۲] تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود می‌آید. و آنجا مرز ایران و توران می‌شود.*[۳] پس از این تیراندازی آرش از خستگی می‌میرد. آرش هستی‌اش را بر پای تیر می‌ریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و جانش در تیر دمیده می‌شود. مطابق با برخی روایت‌ها اسفندارمذ تیر و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که این تیر خیلی دور می‌رود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با این وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تیر و کمان استفاده کند.تیر آرش سه روز و سه شب در حرکت بود تا درکنار رود جیحون بر تنه درختی فرو می رود و از حرکت میاستد.

بسیاری آرش را از نمونه‌های بی‌همتا در اسطوره‌های جهان دانسته‌اند؛ وی نماد جانفشانی در راه میهن است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:شنبه 21 تیر 1393-11:12 ق.ظ

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد
برخلاف جهت اهل ریا رفتم و شد
ریش خود را زادب صاف نمودم با تیغ
همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد
با بوی ادکلنی گشت معطر بدنم
عطر برخود زدم و غالیه سا رفتم و شد
حمد را خواندم و ان مد والضالین را
ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد
یک دم از قاسم و جبار نگفتم سخنی
گفتم ای مایه هر مهر و وفا رفتم و شد
همچو موسی نه عصا داشتم و نه نعلین
سرخوش و بی خبر و بی سر و پا رفتم و شد
تو به امید عمل رفتی و ماندی در راه
من در این راه به امید خدا رفتم و شد
مدعی گفت چرا رفتی و چون رفتی و کی
من دلباخته بی چون و چرا رفتم و شد
تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست
من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد
مسجد و دیر و خرابات به دادم نرسید
فارغ از کشمکش این دو سه تا رفتم و شد
خانقاهم فلک آبی بی سقف و ستون
پیر من ، انکه مرا داد ندا رفتم و شد
گفتم ای دل به خدا هست خدا هادی تو
تا بدینسان شدم از خلق رها ، رفتم و شد



برگرفته از سایت کلوب دات کام



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دوبیتی کرمانجی - سیامک مه رو

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:دوشنبه 9 تیر 1393-06:45 ق.ظ

قوروانی ته ووم کو فکی ته گانی یه نواته

ها‌ی ها‌ی ‌غلطه رند بو وین  آوی حیاته


ذراتی وجودم له سری عشقی ته دانیم


هر شه و کو له وصلی ته بو ووم ناتا براته


قربانت شوم که دهانت چشمه ی نبات است
آهای غلط گفتم آب حیات است
ذرات وجودم را بر سر عشق تو گذاشتم
هر شبی که در وصال تو باشم عین عید برات می باشد

سیامک مه رو    -  شعبان 1393



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عکس امام - نوشته ی مهلا مه رو

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:سه شنبه 20 خرداد 1393-06:43 ق.ظ

در انتهای خیابان مغازه ی کوچکی بود که بر روی سردر آن نوشته شده بود سوپر کیانا ، مغازه دار پیرمرد بد اخلاقی  بود که هر روز صندلی اش را کنار پیاده رو می گذاشت و رفت و آمد مردم را تماشا می کرد .کنار این مغازه خانه ی قدیمی وجود داشت که کسی در آنجا زندگی نمی کرد و تنها بچه گربه ی کوچکی در آنجا وجود داشت که روز ها به سطل زباله ی کنار مغازه سر می زد و از پس مانده های آن استفاده می کرد .

پیرمرد هر روز با لنگه دمپایی گربه را می زد و سر و صدای بچه گربه تمام همسایه ها را خسته کرده بود . یک روز که همسایه ها خود را آماده کرده بودند که به پیرمرد اعتراض کنند دیدند سر و صدای بچه گربه نمی آید با خودشان فکر کردند که پیرمرد حتما یه بلایی سر بچه گربه آورده است که سرو صدای حیوانی به گوش نمی رسد .

وقتی از خانه هایشان بیرون آمدند با ناباوری دیدند کیانا نوه ی پیرمرد یک بطری شیر در دست دارد و داخل بشقاب شیر ریخته و به بچه گربه غذا می دهد .

پیرمرد بر روی صندلی نشسته بود و کتاب درسی کیانا را باز کرده بود و مشغول مطالعه ی صفحه ای بود که عکس امام حسین (ع) را کشیده بود که به حیوانی نان می داد

نویسنده : مهلا مه رو




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دوست -

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:دوشنبه 5 خرداد 1393-11:12 ق.ظ

باز نگاهم روان شد به بر و روی دوست
زینت گردن شده حلقه ی بازوی دوست
مستی مه رو ز خُم ، مستی درویش هو
دامگه مستی ام شد خم ابروی دوست
4/3/93
سیامک مه رو



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دو بیتی کرمانجی

نویسنده :سیامک مه رو
تاریخ:پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393-09:27 ق.ظ

سر سَوْز   چْییا   ژه   بارِشانه      سرمَستْ  گَْچِِْگْ  و دَو كیانه

گُْرمانج اگر گْێ  خاشه  مه رو      ژه هَردێ دْه بَژیێ ناوْ چْییانه

 

Sar savz čiyă ža bărešăna

Sar masŧ ğačeğ-o-daw kiyăna

Ğormănj agar ğě xăša mahrŭ

                                                      سیاوش مه رو                                        Ža hardě đa bažyě năv čiyăna




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  


Admin Logo
themebox Logo