تبلیغات
کرمانج
 
کرمانج
ترویج فرهنگ ناب ایرانی و معرفی قوم کرمانج
درباره وبلاگ


در عصری که جهان تبدیل به دهکده شده است حفظ میراث فرهنگی از اولویت های هر ملتی است در این راستا به قدر بضاعتم به معرفی فرهنگ کرمانج ها ی خراسان می پردازم

مدیر وبلاگ : سیامک مه رو
نویسندگان
نظرسنجی
آیا مطالب وبلاگ در راستای هدف تعریف شده هست یا نه؟







معصوم زاده آشخانه پس از تخریب گنبد و بارگاه قدیمی



نوع مطلب :
برچسب ها : آشخانه، امام زاده دلاور، معصوم زاده،
لینک های مرتبط :

غزیخ

شکسته   لاله ی        رویم         زتیغ سلمانی

کجاست حرمت انسان  دریغ سلمانی

نشسنه  پیکر  اندوه  پشت  آیینه

به گوش آه رسیده است جیغ سلمانی

فضای شانه ی مشاطه آذرخش آسا

سترون  است  هوا  باد  میغ  سلمانی

شعار  تخته  نیرزد به  میز  آرایش

کلاس شعر   شما  در  ستیغ سلمانی

زبان همت  ما  را   مکن تو ویرایش

زبان  عجمه  زبان    بلیغ   سلمانی

ز درد  کندی نشتر  به عهد بی دردی

فسان   تیغ سیا  کرده  دیغ سلمانی

تو را  به ارگ  سینه   دهم  بار ، نقدینه

فدای    نسیه ی   تو  دارِ چیغ سلمانی

1-3/4/1392 آشخانه سیاوش مه ر

دیغ :د ق : سکته ی قلبی

چیغ :آلاچیغ : خانه ی چوبی وخاروخاشاکی مزرعه





نوع مطلب :
برچسب ها : غزل نو، سیاوش مه رو، آشخانه،
لینک های مرتبط :

سرو   بالا   به  کجا   خواهد  رفت

خوش رود چون همه جا خواهد رفت

می رود   عشوه کنان یار   عزیز

شاد و  بی درد و  بلا  خواهد رفت

چشم  بد   دور    خرامان   برود

همرهش   تیر  دعا  خواهد رفت

ترک  ما  گفت  و  به دیدار  رقیب

رفت  و  از  دیده ی  ما خواهدرفت

نتوان  گفت  به کس  درد  فراق

که  چه  با  ناز  و ادا خواهد رفت

بلبلم  سوی  گلستان  و چمن

برگلی نغمه سرا خواهد رفت

مست  باده  به  دعا  پردازم

گر به ما کرده جفا خواهد رفت

تیر تدبیر  ز  مهرو  به  هدف

می رسد کرده رها خواهد رفت





نوع مطلب :
برچسب ها : علی مهرو، آشخانه، شعر،
لینک های مرتبط :
منزل کریم بیگ



نوع مطلب :
برچسب ها : آشخانه،
لینک های مرتبط :
دیوار قلعه قدیم



نوع مطلب :
برچسب ها : آشخانه،
لینک های مرتبط :




نوع مطلب :
برچسب ها : آشخانه،
لینک های مرتبط :
راهپیمایی انقلاب 57 میدان اصلی آشخانه



نوع مطلب :
برچسب ها : آشخانه،
لینک های مرتبط :




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 بهمن 1393 :: نویسنده : سیامک مه رو




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 20 بهمن 1393 :: نویسنده : سیامک مه رو

من و خیالت خرابت ، یک آسمان پیچک

تو و وفای سرابت ، یک آسمان تلخک

دل و فرار ز تو ، کوچه ی بدون خم

تو در حیاط دلی و یک آسمان چسبک

صدای بوسه ی گس در غروب پاییزی

و مرد دست فروش و یک آسمان ترشک

شبی ، غروب هلال و  کرشمه ای در مه

شبی بدون سحر با یک آسمان بختک

لبی ، فروغ رژی ، خط چشمی آبی رنگ

دوچشم عابر تنها، یک آسمان چشمک

تو سر ّ کوچ بزرگی ،هرای چوپانان

هوژال ! دختر صحرا ! یک آسمان میخک !

بیا بگیر زدستم ، الهه ی عربی

برای خون سیاوش یک آسمان تشتک

 

سیامک مه رو

23/2/1391   ساعت 2 صبح آشخانه





نوع مطلب :
برچسب ها : ادبی،
لینک های مرتبط : هوژال دختر صحرا،
سه شنبه 7 بهمن 1393 :: نویسنده : سیامک مه رو

آرێ مه گْوْر و  کمره          گْوْران بشگْن  با وْه گرره

                چْاوْ له رێ مه زوو  وه  وره

 

Ărě ma ğavr-o- kamara     ğavrăn bešğěn bă vagarra

        Čăv  la   ma  zǔ wa garra                 

 

چْاوْ له رێ مه له داوتْێ        یارێ منی بروْه  مه تْێ

              خونچه له سر سرێ متێ

 

Čăv la   ma la dăwaŧě    yărě meni bar va  ma ŧě

Xănca  la sar sarě  matě                

 

 

چْاوْ چْاوْێ نێرێ قمره    وه دوو  یارێ خه دْه  گرره

              تا  نه وینه وْه ناگرره

 

Čav čăvě něrě qamara   wa dǔ yărě xa đa grra

Tă nawina va nă garra           

سروده استاد سیاوش مه رو





نوع مطلب :
برچسب ها : کرمانج، شعر کردی، سه خشتی، مه رو،
لینک های مرتبط :

 شهر آشخانه مرکز شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی از غرب به استان گلستان از شرق شهرستان بجنورد از شمال شهرستان راز و جرگلان و جنوب شهرستان گرمه و شهرستان جاجرم هم مرز می باشد. ساکنان اصلی شهر آشخانه را کرد های قراچورلو تشکیل می دهند که به زبان کرمانجی (گرمانجی gormanji) صحبت می کنند . مردمان کرمانج آشخانه از پنج طایفه 1- دولی davvali 2- سللور sellur -3- کرسان karsan  {دارای سگ های نگهبان بزرگ}یا(سرسان sarsan ( 4- قره ولی qaravali  5- شاه قلی shah qoli  (شاقلی shaqli ) از قبیله ی داشکانلووdashkanlu از ایل بزرگ قره چوورلو qarahchurlu می باشند . بنا به اسنادی که در اختیار آقای سیاوش مه رو از طایفه شاقلی تاشکانلوی قره چورلوو وجود دارد قدیمی ترین سند اجداد ایشان که یک باب طاهونه (آسیاب آبی) در ملک بیار در جنوب آشخانه به سال 1111هجری قمری خریداری نموده حضور کرمانج ها را در آشخانه تقریبا از حدود 325 سال پیش ثابت می کند





نوع مطلب :
برچسب ها : کرمانج، آشخانه، کرد،
لینک های مرتبط :

کانی در زبان کردی کرمانجی به معنی چشمه است که در زبان پهلوی و فارسی به کانه و گانه و خانه تبدیل شده است از شرق استان گلستان مناطق کرد نشین گویش کرمانجی شروع می شود و نام های محلی نیز تحت تاثیر زبان کردی از اسامی کردی بهره جسته اند -کانی (گانی)شاقلی نام مجموعه چشمه هایی است که در شمال شهر آشخانه (مرکز شهرستان مانه و سملقان - استان خراسان شمالی ) واقع شده است در کنار این چشمه (گانی شاقلی ) پارک بزرگی توسط شهرداری شهر آشخانه ایجاد شده که به پارک شاه قلی معروف شده است این مجموعه چشمه شامل1-  کانی هسپان kani haspan(چشمه ی اسب ها )که بزرگ ترین چشمه ی این مجموعه است 2- کانی شاقلیان kani shaqoliyan )چشمه ی شاقلی ها )کنار دست چشمه و در داخل پارک واقع شده است3- کانی روونkani run (چشمه ی روغن = زلال و روان )زیر منزل مرحوم ملا نصرالدین عابدی قرار داشت  - 4کانی گرراو kani geraw (چشمه آب بزرگ-یا - گراوgeraw (چشمه ای که آبش بازمی گردد)جاده نیرو هوایی زمین حاجی یحیی قنبری  5- کانی دوو گرران kani du gorran(چشمه ی گوسفندان بدون دنبه)کنار منزل مرحوم باقچغی6- کانی هیزوللانkani  hizulan   -   بالاتر از کانی هسپان قرار داشت7- کانی آشی آوی kani ashe avi )چشمه ی آسیاب آبی 8- کانی دینگی آوی (kani dinge avi) چشمه ی دنگ آبی =شالی کوبی9- کانی ترناو kani tarnawچشمه ی ناودان نزدیک دبیرستان فاطمه الزهرا قرار دارد روبروی منزل مرحوم حاجی علی اکبر روحانی 10 - کانی بندی kani bande چشمه ی بند آخر خیابان شهید روغنی  11- کانی ایمیم kani imim چشمه ی امام دلاور پایین تپه معصوم زاده آشخانه 12 کانی روستم kani rustam  چشمه ی رستم کنار فلکه ی حر بین آشخانه و روستای نجف سه راهی معصوم زاده 13- کانی مامی kani mamey چشمه ی ممیانلو کنار تپهی مامی جاده نیرو هوایی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

واژگان کهن کُردی کُرمانجی در اوستا و سانسکریت و پهلوی اشکانی – ۱

***** واژگان کهن کُردی کُرمانجی در اوستا و سانسکریت و پهلوی اشکانی *****

ره شی خراسانی (Reşî Xorasanî) – قوچان

واِژهای کهن کردی کرمانجی در اوستا

Ware :در اوستا به معنی پناگاه و پشتیبانی است و در کردی کرمانجی «war» به معنی خانه و پناهگاه.

Wehîşt : در اوستا یعنی بهشت. در کردی کرمانجی به همین تلفظ و معنی به کار می رود.

Werise : در اوستا یک دسته از ۳ یا ۵ یا ۷ رشته از تار موی دم گاو سفید که یک طناب را تشکیل میدهد. در کردی کرمانجی «weris» «وه‌رس» به معنی طناب به کار میرود.

Wîs : در اوستا به معنی دانستن و آگاه بودن . در کردی کرمانجی «Bîstin, Bihîstin» «بیستن، بهیستن» به معنی شنیدن و درک کردن«mi gepê te bihîst = م گه‌پێ ته‌ بهیست» یعنی حرف تو را شنیدم ؛ فهمیدم

Biz : در اوستا به معنی از هم بریدن و تکه کردن . در کردی کرمانجی فعل «bizdandin» «بزداندن» یعنی بریدن

منبع : فرهنگ واژه های اوستا استاد احسان بهرامی به یاری استاد فریدون جنیدی

واژگان کهن کردی کرمانجی در پهلوی اشکانی

Zanad    : در پهلوی به معنای دانست و شناخت . در کردی کرمانجی عالم ودانا میشود (  zana)

xwadaw  : در پهلوی به معنی خدا و در کردی کرمانجی   xwadî به معنی خدا

ahem  : در پهلوی به معنی هستم و در کردی کرمانجی  هستم میشودheme

wenam   : در پهلوی به معنی می بینم و در کردی کرمانجی de-wînim میشود  می بینم که de پیشوند است

ashnawend  :  در پهلوی به معنای می شنوند و در کردی کرمانجی  eşnewên به معنی می شنوند است

توضیح اینکه کلمات کردی با حروف کردی و  کلمات پهلوی با حروف انگلیسی نوشته شده است

منبع : فرهنگ لغت پهلوی نوشته احسان بهرامی

واژگان کهن کردی کرمانجی در سانسکریت

Devata : در سانسکریت به الهه روستا یا حامی روستا می گویند در کردی به مراسم عروسی که باعث حمایت هر دو زوج از یکدیگر میشود«Dawet»میگویند

Gharsa : در سانسکریت مالش دادن و اصطحکاک  ودر کردی کرمانجی«Qers»به معنی دست زدن و کف زدن « قه‌رسه‌ = Qerse» به صورت یک قرصه و…… به رقص های مردی کرمانجی میگویند

Tik sna : در سانسکریت به مفهوم بسیار تیز و شوزن نوک تیز آمده است. همان است که در کردی کرمانجی به خار«تیکان = Tîkan»میگویند

Guru : در سانسکریت به سنگین و وزین گویند و در کردی کرمانجی به بزرگ خاندان و بزرگ از لحاظ سنی«گر = Gir»میگویند

Ghana : در سانسکریت به معنی ضخیم است و در کردی کرمانجی«Qalind قالند»به همین معنی است

توضیح اینکه لغات سانسکریت به انگلیسی و لغات کردی با خط کرمانجی نوشته شده است

منبع : فرهنگ سانسکریت جلد ۱ نوشته دکتر جلالی نایینی

واژه نامه توصیفی کردی کرمانجی

Etisî : در مواقعی که در بین وعده های غذایی نان خورده می شود (نان خالی) کردان خراسان به آن می گویند نان اَتِسی (Nanê Etisî= نانێ ئه‌تسی) . لازم به ذکر است که ایرانیان در گذشته باستانی خود به ساعت tisû می گفتند. حرف اوستایی«e» به معنی «با» در کرمانجی وجود دارد «tisî» همان «tisû» به معنی ساعت (زمان)است و روی هم به معنی «نان به موقع »که پارسیان اصطلاحا به آن «ته بندی» می گویند.

Bîr : به معنی «یاد» در کرمانجی کاربرد دارد.«je bîr kirin ژه‌ بیر کرن» یعنی از هوش و یاد بردن . کلمه«wîr وbîr» به همین معنی در شاهنامه فردوسی وجود دارد.

Biçax : در کردی کرمانجی به معنی چاقو کاربرد دارد. این «ق» ها از زبان سغدی به یادگار مانده است. «bi» در فارسی و کرمانجی صفت را به اسم تبدیل می کند. مثل «bisaz» یعنی «مدارا کننده» در فارسی و «bi rêz» یعنی «محترم» در کردی کرمانجی. بنابر این «چاق» در «بچاخ» همان «چاک» است و «چاقو» همان «چاکو» به معنی چاک دهنده و «biçax» یعنی دارای قدرت چاک دهندگی.

Hûçik : در کردی کرمانجی به معنی «آستین» به کار رفته است که قسمت بلند پیراهن است (هووچک). کلمه «hûç» همان« اوج »به معنی بلند و بالاو دراز است. پارسیان به مردم ایلام میگفتند «هوجا» یعنی بلند قد. به صورت «اوجا» یعنی بلند در زبان آذری ( زبان کهن منطقه آذربایجان قبل از احاطه ترکی) کاربرد داشته و اکنون وارد ترکی شده است. در اوستا «ûz» آمده است. «êk» در«hûçêk» پسوند پهلوی است.

Gûgirt : در کردی کرمانجی به معنای کبریت است(گووگرت). «Gur» در پارسی و کردی کرمانجی یعنی« آتش »و «Girt» در کرمانجی به معنی« گرفت» است. که مجموعا می شود آتش گرفته. حرف «r» بعد از gû  در «Gûgirt» به سبب سرعت گفتار بیان نمی شود.

توضیح اینکه در تمام این کلمات کردی کرمانجی بعد از گذشت هزاره ها هنوز به خوبی و بدون تحریف حتی فتحه و کسره را هم در کلمات خود حفظ کرده است. پاینده باشید
منبع :

۱- اقوام کهن نوشته رقیه بهزادی
۲- شاهنامه فردوسی به تصحیح دکتر جنیدی

کپی شده از سایت الله مزار : http://www.ellahmezar.ir



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
داستان های فولکور کوردی: مم و زین

مَم و زین نام یکی از داستان‌های منظوم عاشقانه به زبان کردی کرمانجی سروده احمد خانی (۱۶۵۱ -۱۷۰۷) است که درسدهٔ ۱۷ نوشته شده است. مم و زین را بهترین قطعه ادبی به زبان کردی کرمانجی دانسته‌اند. مم و زین داستان مهر پرشور دو دلدار به نامهای محمد (مم) و زینب (زین) است که این دو در پایان داستان در ناکامی جان می‌سپارند. صحنه این داستان در سرزمین جزیره در شمال میانرودان (شمال عراق و جنوب ترکیه) در قلمرو امیر سرزمین بوتان است.

در سال ۱۹۹۲ فیلمی درباره مم و زین و به همین نام از سوی امید ایلچی در ترکیه ساخته شد. مم و زین را عبدالرحمن شرفکندی از کردی کرمانجی به کردی سورانی ترجمه کرده‌است




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :