تبلیغات
کرمانج
 
کرمانج
ترویج فرهنگ ناب ایرانی و معرفی قوم کرمانج
درباره وبلاگ


در عصری که جهان تبدیل به دهکده شده است حفظ میراث فرهنگی از اولویت های هر ملتی است در این راستا به قدر بضاعتم به معرفی فرهنگ کرمانج ها ی خراسان می پردازم

مدیر وبلاگ : سیامک مه رو
نویسندگان
نظرسنجی
آیا مطالب وبلاگ در راستای هدف تعریف شده هست یا نه؟







دوطبیعت مانه سملقان



نوع مطلب :
برچسب ها : آشخانه، مهمانک، مانه سملقان،
لینک های مرتبط :
قوچ وحشی . آشخانه بهکده



نوع مطلب :
برچسب ها : قوچ وحشی، بهکده، آشخانه، خراسان شمالی،
لینک های مرتبط :
طبیعت مانه سملقان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آهو ی ایرانی ،روستای بهکده ،(شهرستان مانه و سملقان)آشخانه خراسان شمالی



نوع مطلب :
برچسب ها : عکس آشخانه، خراسان شمالی،
لینک های مرتبط :

                                                                   

                       معیار زبان در رادیو

زبان،زقان،زوان وزِمان(ف،پ ،گْ).[1]

طرحی نظامنددر ذهن انسان که به وسیله ی آوا ها یا نشانه های نوشتاری آنهابرمبنای قوانین سازمان یافته،صورت خارجی می یابد وبه منظوربیان افکارواحساسات یابرقراری ارتباط به کار می رود.2

پس زبان چیزی است که ارتباط بین افراد را برقرار می کند.ارتباط تنها توسط زبان عضو ماهیچه ای داخل دهان بوجود نمی آید در دنیای امروزی راه ها و روش های بسیاری وجود دارند که کارشان برقراری ارتباط بین دو موجودجاندار است به ویژه انسان مانند ارتباطات دیداری.

 بحث وموضوع این مقاله دررابطه با ارتباط زبانی وآن هم از نوع بیانی وبیان مجریان صدا وسیما( رادیو وتلوزیون) است.

.معیار گفتار در رادیو های فارسی زبان چیست؟

معیار زبان در گویش های محلی رادیوها چیست؟.

معیار زبان در گویش رادیوخراسان شمالی بخش ترکی یا گْرمانجی چیست؟

کدام دستور زبان یامعیار زبانی ترکی یاگْرمانجی این گویش هارا تأیید می کند

حال که دستور یا معیاری زبانی هنوزوجودندارد باید متکلمین به این گویش ها بیشتردقت کنند تانسل آینده را به سردرگمی نکشانند؟

متولی جلوگیری ازاین بی سروسامانی گویش های محلی کیست؟

خوشبختانه امروزدرجامعه ی گْرمانج خراسان گویشمندان تحصیل کرده ی اصیل به وفور پیدا می شوندکه بایدبرای تعالی فرهنگ وزبان محلی آنها را به کار گرفت تا فرزندان ما بافرهنگ وزبان اصیل خودبیشتر آشنا شده وگرفتار دسته بندی ودرنتیجه فروریزی وفروپاشی زبان مادری خود نباشندو درنتیجه اعتقادات نسل نو نیز دچار تزلزل نگردد..به جمله ی زیر درگویش گْرمانجی رادیو با دقت کامل توجه کنید

خودْێ سویێ سرێ مه یه xowađě sǔyě sarě ma ya

بکاربردن هریک ازعبارات مانند عبارت بالا درجای عبارتی دیگر دردستور ومعیار زبان گْرمانجی نادرست وموجب بدآموزی زبان گْرمانجی خواهد شد.

خودْێ سویێ سرێ مه یه xowađě sǔyě sarě ma ya خدا سایه ی سر ما است.

 خودْێ سویێ سر مه یهxowađě sǔyě sar ma ya    خداسایه ی بالای سر ما است.

 می بینیم که بکار بردن هریک از این دوعبارت به جای یکدیگر معنی جمله را کاملاً عوض کرده وموجب آموزش  نا آگاهانه نوعی شطح  نیز می شود

جمله ی اول به معنی این است که خدا ازسایه ی سر ما به خدایی رسیده است . جمله ی دوم به معنی این است که ما از سایه ی مرحمت خدا به انسانیت رسیده ایم.(برای مثال)

 درگویش ترکی رادیو خراسان شمالی نیز چنین جابجایی هایی بگوش می رسدکه باید به زبان شناس ترک مراجعه گردد.

درهردوگویش گْرمانحی وترکی در صدا وسیمای مرکز خراسان شمالی ازگرته برداری تحت لفظی استفاده می شود که خطردگرگونی زبان را به همراه دارد.پیش نهاد می شود از گرته برداری معنایی استفاده گردد.نمونه:

سال روزێ توْوْا وونێ دین ونعمت    săl rǔzě tavvă wǔně din-o-namatě

بکار بردن واژه غیر گْرمانجی در رادیو گرمانجی خیلی زیاد است درحالی که می شود تعداد آن ها راکم کرد چون که مجریان محترم از روی نوشته می خوانند .نویسنده ی برنامه اگر گرمانج واقعی باشد باید تا جایی که امکان دارد از واژه های گرمانجی استفاده کند مگر این که واقعاً دراضطرار باشدیا این که آن واژه مورد لزوم جزء واژه های مرده زبان گْرمانجی باشد.

بخش اسطوره سازی نیز کاملاً مورد انتقاد است .آن ملتی که اسطوره نداشته باشد محکوم به فنا است.اما نگفته اند اگر اسطوره ساز نداشته باشد محکوم به فنا است.اسطوره باید خود به وجود آمده باشد یا بیایدمانند اسطوره هایی که درجبهه ی دفاع مقدس ایران اسلامی بوجود آمدند نه این که هر قطاع طریقی را به عنوان اسطوره معرفی کنند وبرای او ترانه ها واسطوره نامه ها بخوانند وبنویسند.باز هم متولی می خواهد تا از اسطوره ی حقیقی دفاع کند

درپایان ازگویشمندان آگاه به زبان می خواهم تا نسبت به زبان مادری خود بی تفاوت نبوده وراه کار های زبانی مفید خودرا به جامعه ارائه فرمایند .

                                              آشخانه سیاوش مه رو 19/7/1393



[1] ف:فرهنگ فارسی معین/پ.پهلوی /گْ.گْرمانجیğormănji

2 فرهنگ فشرده ی سخن. حسن انوری





نوع مطلب :
برچسب ها : زبان، کرمانجی، ترکی بجنوردی، سیاوش مه رو، خراسان شمالی، آشخانه، رادیو،
لینک های مرتبط :
شنبه 18 آذر 1396 :: نویسنده : سیامک مه رو
Siamak mahroo:
دوش نظر بر فلک تابناک
کردم ودیدم رخ بستان و تاک
خوشه ی یاقوت بر آویخته
سیر کواکب به هم آمیخته
گوهر تابنده ی خورشید و ماه
خیره کند هر که نماید نگاه
حلقه زده اختر بیضای پاک
در شب قیر آن فلک تابناک
دب بزرگش ترب انگیز بود 
دب صغیرش گهر آویز بود
محور بین فلک آید جدی
بی حرکت در مه تیر است و دی
این همه اختر که به شب بنگریم
گرد جدی در حرکت بگذریم
این همه الطاف دمادم رسد
بهر ملک نیست به آدم رسد
نیست ملک را به فلک احتیاج
نیست ملک را مرض و هم علاج
بهر بنی آدم اجزای خاک
خلقت شمس است و مه تابناک

قسمتی از مثنوی  ، فلک تابناک ، سروده مرحوم علی مه رو ۱۲۹۵ تا ۱۳۶۰ آذر ماه




نوع مطلب :
برچسب ها : مهرو، آشخانه، علی مه رو،
لینک های مرتبط :
جمعه 17 آذر 1396 :: نویسنده : سیامک مه رو

عشق در دل مظهر ذات خداست
عشق بر سوی خدایت رهنماست
اول خلقت خدا عشق آفرید
معرفت بر حق ز عشق آمد پدید
عشق را در دل خدا دادش مکان
تا گزیند آن مکان را لامکان
بر دلت چون عشق اول شد نزول
از مجاز آمد به عنوان رسول
دل به دلبر بستن و آمال وصل
جان به جان پیوستن من غیر فصل
در نظر شد محترم چشم سیه
زلف مشکین و جمال و ناصیه
عشق مهرویان به جز اخبار نیست
غیر حق دل مسکن دیار نیست

بخشی از مثنوی /عشق در دل مظهر ذات خداست/ سروده مرحوم علی مه رو متوفی ۱۳۶۰/۹/۲۰




نوع مطلب :
برچسب ها : علی مه رو، مهرو، آشخانه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مهر 1396 :: نویسنده : سیامک مه رو
یک بند از ترجیع بند «بنمود سیا رخ سیاووش»
سروده استاد سیاوش مه رو
ای ماه لقای آشخانه
نام تو بقای آشخانه
مجموع صنایع بدیعی
مفتون سنای آشخانه
گیتی به نوازش طنین
آهنگ درای آشخانه
نورم که زبطن خاک زایید
از آب و هوای آشخانه
از چشمه ی شاقلی و گاکش
بر پاست بنای آشخانه
پرورده ی دامن طبیعت
در کنج قبای آشخانه
در مهد تو لای لای گویان
چون دایه نوای آشخانه
در برف سفید آله داغت
ثبت است ثنای آشخانه
حب الوطنم به خون عجین شد
جانم به فدای آشخانه
در در کنف تو در صدف شد
«مهرو»به ثرای آشخانه
برسوده در و زخاک سوده
داده به سمای آشخانه
این گوهر کانی «سملقان»
وین شمع «سیا»ی آشخانه
تا با من دل شده چه خواهد 
بنمود «سیا»رخ سیاووش
یک بند از ترجیع بند بنمود سیا
 رخ سیاووش سروده استاد سیاوش مه رو استان خراسان شمالی شهر آشخانه




نوع مطلب :
برچسب ها : آشخانه، مانه سملقان، سیاوش مهرو، مه رو،
لینک های مرتبط :




نوع مطلب :
برچسب ها : زاو، زو، کرمانج، آشخانه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مهر 1396 :: نویسنده : سیامک مه رو
بخشی کوچک کرمانج (بخشی=دوتار نواز )



نوع مطلب :
برچسب ها : کرمانج، بخشی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 21 شهریور 1396 :: نویسنده : سیامک مه رو
 غزلی از استاد سیاوش مه رو (مهرو)پژوهشگر و موسیقیدان و شاعر کرمانج 
غزیخ (غزل تاریخ)

ما فوق ماجرا به مادون کشید و کش
نقش سلول خاطره گلگون کشید و کش
طغرای رخصت دیدار می کنم امضا
لیلی چه جور؟جور ز مجنون کشید و کش
مادون ماسوا من و غم های انتها
کار دلم چه سخت به هامون کشید و  کش
یک سر به طشت خون سیاووش بی نظر
سودابه ام کجاست که در تون کشید و کش
ما هم ز دور هاله ی آن چشمه وجود 
پا از حریم معشقه بیرون کشید و کش
چون شد به کوی معرفت از هلهله رهید 
چون شد به کوی خود دل در خون کشید و کش
آن که ندید صورت مه رو چه شد ((سیا))
برگی به روی زیست ز زیتون کشید و کش

سیاوش مه رو ((سیا))
۹۶/۵/۲۲ آشخانه .خراسان شمالی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 8 آبان 1395 :: نویسنده : سیامک مه رو
کاش هر صبح، به دیدارِ تو،بیدار شدن
تو دوا باشی و،با عشقِ تو بیمار شدن
با توبودن همه ی عمرنفَس در نفَس ات
سربه گیسوی تواز عطرِتوسرشار شدن
مثلِ برگِ گُلِ سرخ و لبِ خورشیدِ بهار
سِیر، از طعمِ خوشِ بوسه ی دیدارشدن
حُسن آن نیست که آن کودکِ کنعانی داشت
حُسن را ، چشمِ تو بایست خریدار شدن
تو اگر باغچه را نیمِ نگاهی بکُنی
گُلِ بابونه ندارد غمِ بی بار شدن
مستی وشاعری وبی خبرازخود،چه خوش است
مرا می کُشد این لحظه ی هشیار شدن
آرزوئی است، ولی کاش بر آید، رویایی
دیدنِ نرگسِ نازی و گرفتار شدن



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فدای چشم قشنگت تمام بود و نبودم
ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﮐﻪ ﺳﺮﻭﺩﻡ ﺑﻔﮑﺮ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ
ﮐﺠﺎ ﺭﻭﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﺸﺎﻧﯽ
ﻏﻤﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺠﺎﻧﻢ ، ﺗﺐ ﺍﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭﺟﻮﺩﻡ
ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﯼ ﻧﺮﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺒﺎﺭﻡ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺒﺎﺭﻡ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﮐﻪ ﺳﺮﻭﺩﻡ
ﺑﻪ ﺗﯿﺮ ﺑﺮﻕ ﻧﮕﺎﻫﺖ ، ﺑﻪ ﺑﻐﺾ ﺧﻨﺠﺮ ﺁﻫﺖ
ﺑﮑﺶ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﻡ ، ﺑﺰﻥ ﺷﺮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﭘﻮﺩﻡ
ﺷﮑﺎﺭ ﻃﻌﻨﻪ ﯼ ﭼﺸﻤﺖ ، ﻫﻨﻮﺯ ﺯﺧﻢ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﺩ
ﻣﺼﻤﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺻﺮﻑ ﭼﺸﻤﻪ ﯼ ﺭﻭﺩﻡ



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 مهر 1395 :: نویسنده : سیامک مه رو
من موی خویش را نه از آن می کنم سیاه
تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه
چون جامه ها به وقت مصیبت سیه کنند
من موی از مصیبت پیری کنم سیاه

رودکی




نوع مطلب :
برچسب ها : رودکی، جوانی،
لینک های مرتبط :
برگرفته از سایت خبرنگاران جوان www.yjc.ir
آیا در زمان رسول‌الله(ص) عبارت "اَشهَدُ اَنَّ عَلیّا وَلیُّ الله" در اذان ذکر می شد؟
سلمان فارسی در عصر پیامبر در اذان و اقامه بعد از گواهی به یکتایی خدا و رسالت پیامبر(ص) به ولایت امیرمؤمنان علی (ع) نیز شهادت می داد.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، آیا در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عبارت " اشهد ان علیا ولی الله" در اذان و اقامه گفته می شد؟ قبل از پاسخ به این سوال باید به این نکته توجه داشت؛
1ـ شهادت به ولایت حضرت علی هیچ گاه جزء اذان و اقامه نبوده ونیست .
2ـ فقها نیز در کتاب های فقهی خود یادآور شده اند که کسی نباید این شهادت را به نیت جزء اذان یا اقامه بگوید. ولی مستحب است که انسان به دنبال شهادت به رسالت پیامبر(ص) این شهادت را نیز ذکر کند؛ و آن را جزء اذان و اقامه به حساب نیاورد. سید اسماعیل مرعشی در کتاب اهمیت اذان واقامه و سومین شهادت، دو حدیث را از کتاب السلافه فی امر الخلافه که اثر محقق و دانشمند بزرگ اهل سنت شیخ عبدالله مراغی مصری است نقل می کند و از این دو حدیث برمی آید که شهادت سوم از زمان رسول خدا وجود داشته است.
اما جواب سوال؛
1- سلمان فارسی در عصر پیامبر در اذان و اقامه بعد از گواهی به یکتایی خدا و رسالت پیامبر(ص) به ولایت امیرمؤمنان علی (ع) نیز شهادت می داد. یکی از اصحاب به محضر رسول خدا(ص ) رسید و عرض کرد: ای رسول خدا، امروز موضوعی را شنیدم که قبلا نشنیده بودم . پیامبر فرمود: آن موضوع چیست ؟ او عرض کرد: سلمان اذان می گفت . شنیدم او بعد از گواهی به یکتایی خدا و رسالت پیامبر به ولایت علی گواهی داد (این ماجرا بعد از حجه الوداع پس از ماجرای غدیر رخ داد). پیامبر فرمود: سمعتم خیرا؛ چیز خوبی شنیده اید.
2- نیز در مورد ابوذر غفاری روایت شده ، یکی از اصحاب نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا ابوذر در اذان بعد از شهادت به رسالت پیامبر(ص) به ولایت علی شهادت می دهد و می گوید: اشهد ان علیا" ولی الله پیامبر فرمود: کذلک اونسیتم قولی فی غدیر خم من کنت مولاه فعلی مولاه فمن ینکث فانما ینکث علی نفسه ؛ همین گونه است . مگر سخن مرا در غدیر خم فراموش کرده اید که گفتم هر کس من رهبر او هستم پس علی (ع) رهبر او است . هر کس پیمان را بشکند، قطعا به خودش آسیب رسانده است . در هر حال علی (ع) به حکم آیه انما ولیکم الله والرسول، (1) از اولیاء الهی بر مسلمین است ، شهادت دادن بر ولاء علی به حکم آیه ، بدون آن که آن را جزء اذان بدانیم کاری پسندیده است.
از دیدگاه شیعه
متن اذانی که در عصر رسول خدا(ص) برای نماز قرائت می شد به این صورت است : الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد ان لا اله الا الله . اشهد ان محمدا رسول الله ، اشهد ان محمدا رسول الله . حی علی الصلوه ، حی علی الصلوه ، حی علی الفلاح ، حی علی الفلاح ، حی علی خیر العمل ، حی علی خیر العمل ، الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله ، لا اله الا الله . نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد. (2) اگر کسی یک کلمه کم یا زیاد کند، کار حرامی انجام داده است و هیچ گونه تردیدی در این نیست . باید همین گونه که هست ، بجا آورده شود. (3)
شیخ صدوق می گوید: فرقه گمراه و ملعون مفوضه، از خود اخباری ساختند و در اذان این جمله را اضافه کردند: ((محمد و آل محمد خیر البریه )) بعضی از آنان جمله ((اشهد ان علیا" امیرالمؤمنین حقا")) را پس از ((اشهد ان محمدا" رسول الله )) اضافه کردند و در بعضی روایات این گروه ، پس از ((اشهد ان محمدا" رسول الله )) اشهد ان علیا" ولی الله آمده است . شیخ صدوق اضافه می کند: تردیدی نیست در این که علی (ع ) ولی الله امیرالمؤمنین بحق است و محمد و آل محمد، خیر البریه هستند. ولی این جمله ها در اصل اذان نیست ، (4)
برای همین فقهای شیعه هیچ کدام نگفته اند که این جمله جزء اذان است. از دیدگاه شیعه ، اذان مانند احکام شرعی دیگر، به رسول خدا(ص) وحی شده است نه اینکه پیامبر خدا با مسلمانان مشورت کند و قرار بگذارند که به فلان شکل انجام شود و به خاطر اینکه وحی است ، نمی توان آن راکم و زیاد کرد. از حضرت امام صادق روایت شده است که فرمود: وحی بر پیامبرتان نازل می شود و شما گمان می کنید که آن حضرت اذان را از دیگران گرفته است.(5)
یکی از اتهاماتی که به شیعه نسبت می دهند این است که: شیعه جمله اشهد ان علیا امیرالمؤمنین را جزو اذان و گفتن آن را واجب می دانند. این ، اتهام و کذب است. چون هیچ کدام از فقهای شیعه نگفته اند که این جمله جزء اذان است و هیچ کدام گفتن آن را واجب نمی دانند. صاحب جواهر می گوید: ذکر جمله اشهد ان علیا امیر المؤمنین در اذان ، اگر به قصد جزئیت نباشد، اشکالی ندارد و به موالات اذان ضرر نمی زند همان طوری که ذکر جمله صلی الله علیه و آله بعد از اشهد ان محمد رسول الله به موالات اذان آسیب نمی رساند. (6)
آیت الله حکیم در مستمسک العروه می گوید: درباره شهادت به ولایت حضرت علی (ع )، شیخ طوسی در نهایه و مبسوط گفته است : روایات غیرقابل اعتمادی شهادت به ولایت را جزو اذان به حساب آورده است ولی نمی توان به آنها عمل کرد و اگر کسی این جمله را بگوید، گناه نکرده است. ولی باید دانست که این جمله نه فضیلت اذان و اقامه است و نه از کمال اذان و اقامه است و علامه در منتهی می گوید: اخبار شاذی که جمله «اشهد ان علیا امیرالمؤمنین» را جزء اذان و اقامه به حساب آورده ، قابل اعتماد نیستند. پس از این آیه الله حکیم می گوید: اگر کسی این جمله را به قصد استحباب مطلق بگوید اشکالی ندارد چون در حدیثی آمده است : هر وقت کسی لا اله الا الله و محمد رسول الله گفت ، باید علی امیرالمؤمنین هم بگوید. بعد می گوید: در عصر حاضر، جمله اشهد ان علیا ولی الله از شعارهای تشیع گردیده است و اگر کسی به این خاطر آن را بگوید اشکالی ندارد و حتی ممکن است گاهی ذکر این جمله واجب باشد.(7)
در مستند العروه آمده است : ما برای گفتن جمله اشهد ان علیا ولی الله نیازی به ورود نص نداریم. چون ولایت ، از متممات رسالت ، از مقومات ایمان و کمال دین است و بخصوص در این عصر هیچ گونه نیازی به امر دیگری نیست چون این جمله روشن ترین شعار شیعه و آشکارترین رمز تشیع است . بر این اساس ذکر این جمله ، چه در اذان و چه در غیر اذان هیچ گونه اشکالی ندارد. البته این جمله جزو اذان نیست و اگر کسی به قصد این که جزء اذان است ، آن را بگوید، کار حرامی کرده است. (8)

به شهادت تاریخ، بنی امیه تمام تلاش خود را به کار بردند تا نام و آثار حضرت علی (ع) محو شود. شیعه برای زنده نگه داشتن نام علی و ولایت آن حضرت در طول تاریخ با همه تلاش ، با ذکر جمله اشهد ان علیا ولی الله و امثال آن ، مانع موفقیت دشمن شده است . فخر رازی در تفسیر سوره فاتحه ، در مسأله فقهی جهر به بسم الله می گوید: علی (ع) بسم الله الرحمن الرحیم را در نمازها بلند می گفت و بر بلند گفتن تأکید داشت . وقتی که حکومت و دولت به بنی امیه رسید، آنان از بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم ممانعت کردند و در این ممانعت بسیار تأکید داشتند و علت اصلی ممانعت آنها این بود که آنان سعی داشتند آثار علی (ع) را از بین ببرند. بعد می گوید: دلایل عقلی موافق نظر ما است و عمل حضرت علی هم کمک ما است و هر کس علی را امام دین خود کند، در دین و جان خود به زنجیر ناگسستنی چنگ زده است . (9)
در آن زمان که امویان حاکم بودند، در برخی از مناطق کشور اسلامی یاران مخلص حضرت علی(ع) را می کشتند، آن حضرت را سب و نفرین می کردند و حتی نمی گذاشتند کسی نام علی را برای بچه های خود انتخاب کند. بر هیچ کس پوشیده نیست که چه بلاهای از سوی امویان و عباسیان بر آل علی و سادات علوی رسید. شیعه در برابر این فشارها مقاومت کرد و علی را فراموش نکرد و به این ترتیب علی ، یاد علی و مکتب علی زنده ماند.

منبع:جام نیوز



نوع مطلب :
برچسب ها : اسلام، تشیع،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :